"آمارها نشان می دهد که سال ۱۳۹۱سال سقوط اقتصاد ایران بوده است." بانک مرکزی ایران
"چشم انداز وضعیت اقتصادی ایران شدیدا مبهم و در معرض مخاطرات است." صندوق بین المللی پول
این حرف تازه ای نیست. مدتهاست همه حکومتی ها، از نهادهای اقتصادی جهانی تا خامنه ای و مقامات ریز و درشت دیگر، از وضعیت وخیم اقتصادی و راه برون رفت از این وضعیت دم میزنند، بیکدیگر هشدار میدهند و راهکار پیشنهاد میکنند. اما علت این وضعیت چیست؟ این "سقوط و چشم انداز شدیدا مبهم و مخاطره آمیز اقتصاد ایران" از کجا ناشی شده است؟ تحریم های اقتصادی؟ سوء مدیریت و بی لیاقتی دولت احمدی نژاد؟ طرح یارانه ها؟ فساد مالی و دزدیهای چند صد میلیاردی مقامات؟ ...
اینها همه بخشی از مساله هست اما علت اصلی اینها نیست. موضوع را به این سطح محدود میکنند تا اساس مساله را از انظار پنهان کنند؛ تا "راه حل" حذف یارانه ها و تشویق سرمایه گذاریها خارجی و اقتصاد مقاومتی و طرح ریاضت کشی اقتصادی را روی میز دولت "تدبیر و امید" بگذارند و به مردم فراخوان بدهند "بیشتر کار کنید و کمتر بخواهید تا به شکوفائی اقتصادی برسیم"!
مساله از همین دلسوزی برای "اقتصاد ایران" شروع میشود! پدیده واحدی به اسم "اقتصاد ایران" نداریم. برای یک درصدیها، برای دارو دسته حاکم، خامنه ای و بیت رهبری، سپاه و بسیج و جهاد سازندگی، رفسنجانی ها و جنتی ها و دیگر آیت الله های مالتی میلیاردر و قشر کوچک سرمایه دار همدست و وابسته به آنها، "اقتصاد ایران" یعنی ثروتهای افسانه ای و حسابهای بانکی صدها میلیاردی! اینها اگر نگران "اقتصاد ایران" هستند مشکلشان "خطر" انفجار اجتماعی و "فتنه بزرگ" است و نه وضعیت فلاکتبار مردم. اما برای توده مردم، برای نود و نه درصدیها، "اقتصاد ایران" بجز فلاکت و محرومیت و بی تامینی و زندگی ده ها مرتبه زیر خط فقر معنائی ندارد! برای مردم ایران مساله اقتصاد مساله ای سیاسی است و راه حلش نیز سیاسی است: بزیر کشیدن نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی و خلع ید سیاسی و اقتصادی از یک درصدیها! راه حل همان "خطر" ای است که بالائی ها مدام درباره اش هشدار میدهند!*
حمید تقوائی
مندرج در ژورنال شنبه ۱۶ فروردین ۹۳- ۵ آوریل ۲۰۱۴
بلاگ ژورنال:
آرشیو ژورنال:
فیس بوك: ژورنال روزانه

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر