۱۳۹۲ آذر ۲۲, جمعه

نگاهی به چند خبر مربوط به زنان در هفته ای که گذشت

نگاهى به چند خبر مربوط به زنان درهفته ای که گذشت

آزاده دربندی از ايران
درهفته ای که گذشت، خبرهای مربوط به زنان درخبرگزاری های داخلی و خارجی و گزارش ها کم نبود واین نشان می دهد که زنان ومبارزاتشان ازاهمیت بالایی برخورداراست به نحوی که سانسورگران شاغل در روزنامه ها و رسانه های صوتی وتصویری نتوانستند همه ی اخبار مربوط به زنان را قیچی کنند. دراین گزارش کوتاه ، به گوشه هایی از اخبار مربوط به زنان می پردازیم:
١- جرمی به نام رانندگی
حتما یادتان هست که درهفته های گذشته ، جمعی از زنان درعربستان سعودی فراخوان داده بودند تا زنان راننده در زمانی مقرر درخیابان های ریاض،پایتخت عربستان، اقدام به رانندگی نمایند تا "قانون" منع رانندگی توسط زنان را بشکنند و این اتفاق هم افتاده بود که به یکی از اخبار پرسروصدای عربستان و به چالشی بزرگ تبدیل شده بود . درهفته ی اخیر دولت عربستان ، دونفر از زنان ترتیب دهنده ی حرکت اعتراضی رانندگی زنان را دستگیر کرد. این دو زن، در روز جمعه ی گذشته درشهر ریاض ودر نزدیکی قرارگاه پلیس درحال رانندگی بودند که دستگیر شدند و بعد از دو ساعت آزاد شدند. "جرم" این زنان، رانندگی کردن اعلام شده بود. این دو زن گفتند که به قصد جلب توجه افکارعمومی و پلیس، درحوالی اداره ی پلیس رانندگی کردند و یک بار دیگر به قوانین ارتجاعی شیوخ دهن کجی کردند . شیوخ نفتخوار و سرمایه داران مولتی میلیاردر حاکم بر کشورعربستان و آیت اله های حامی آن ها، رانندگی زنان را حرام دانسته و آنرا باعث سستی رحم زنان و ضعف در باروری می دانند.
تابوشکنی زنان در عربستان درآغاز کار است و دیر یا زود ممنوعیت رانندگی زنان درآن کشور را ازبین خواهد برد. این اقدام، مقدمه ی مطالبات وخواسته های مدنی زنان است. تلاش برای آزادیخواهی و برابری طلبی زنان درعربستان تازه شروع شده است ومی رود تا دربقیه ی زمینه ها نیز منشا اثر شود.
٢- گناهی به نام ایدز
درخبرها آمده است که از۵۵ نفر زن شناسایی شده ی مبتلا به بیماری ایدز درخراسان شمالی، ٢۵ نفر جانشان را ازدست داده اند. کارشناسان معتقدند که دراین استان، ۵ برابر آمار اعلام شده، زن مبتلا به بیماری ایدز وجود دارد که هنوز شناسایی نشده اند. پزشکان می گویند ، خراسان شمالی در ابتلای زنان به ایدز، سه برابر میانگین کشوری را دارد .
خراسان شمالی از فقیرترین استان های کشوراست و بهداشت ودرمان دراین استان وضع اسفناکی دارد. بیشتراز دوسوم جمعیت این استان را روستاییان تشکیل می دهند که در خشکسالی و اعتیاد و بیکاری و فقر وتن فروشی غوطه ورند .
ازآن جا که ابتلا وشیوع این بیماری به درجاتی بالا با مقاربت جنسی ارتباط دارد، مبتلایان نمی توانند به راحتی اعلام کنند که به ایدز دچارشده اند. همچنین به علت این که وسایل پیشگیری و جلوگیری از انتقال میکروب این بیماری به آسانی در دسترس مردم نیست و ازآن جا که آموزش های لازم وعمومی ازاین بیماری دراختیارهمگان قرارنمی گیرد وازهمه مهم تر ابتلا ی به ایدز را فراتر از یک بیماری ویک گناه می دانند، لذا مانند سایر بیماری ها با آن برخورد صورت نمی گیرد .
رژيم جمهوری اسلامی درابتلا و اشاعه ی بیماری ایدز و همچنين به دليل مسامحه در عدم پیشگیری بيمارى ايدز در ايران مسئول است، همانطور که بسیاری از بلایا و مصیبت های دامنگیر مردم مانند فقر و اعتیاد و تن فروشی و غيره در عملکرد و ماهیت ضدبشری این رژیم ریشه دارد .
٣- جرمی به نام سکس
درخبرها آمده است که گروهی از زنان کارگرجنسی درفرانسه دست به تظاهرات اعتراضی در پاریس زدند . ظاهرا مجلس فرانسه اخیرا قانونی وضع کرده که براساس آن مشتریان این کارگران جنسی، مجرم شناخته شده و جریمه می شوند. معترضین این قانون که به خیابان ها آمده بودند، اعلام کردند که حق دارند مشتریان خود را داشته باشند و دولت اين حق را ندارد بنام "قانون" ممانعتى براى مشتريانشان بوجود آورده و آنها را خريد کالاى شان (سکس) باز دارد. یکی از زنان معترض به خبرنگاران گفته بود: من شغلم را دوست دارم و دولت نبايد برای ادامه ی کارم مانع ایجاد کند. زن دیگری می گفت : این اقدام دولت فرانسه ، خلاف آزادی های فردی و مدنی است .
سرمایه داری حاکم برفرانسه به جای خشکاندن ریشه های اصلی پدیده ی روسپیگری که همانا بحران های اقتصادی و نابرابری های اجتماعی است، به مبارزه با معلول می پردازد. تن فروشی، ریشه در آپارتاید جنسی و مناسبات اقتصادی و اجتماعی دارد که همه ی این ها زاییده ی نظام سرمایه داری است. بدیهی است با ازبین رفتن زمینه ها و ریشه های آن، این زائده ازجوامع انسانی رخت خواهد بست .
۴- گل بود به سبزه نیز آراسته شد !
هر روز که می گذرد ، قانونگذاران می کوشند زنان ایران را بیشتر از قبل به حاشیه برانند و خانه نشین کنند. یک روز درقالب طرح دورکاری، یک روز درقالب طرح افزایش مرخصی های زایمان، و به تازگی هم درقالب طرح "جمعیت وتعالی خانواده"!
درهفته ی گذشته نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، پیرامون ماده ی ٩ طرح جمعیت وتعالی خانواده، طرحی را به تصویب رساندند که براساس آن اگر قرار است در ادارات دولتی وحتی ادارات غیر دولتی استخدامی صورت بگیرد، اولویت اول با مردان متاهل است. و در مرحله ی بعد چنانچه مرد وزن مجرد واجد اشتغال وجود داشته باشد، اولویت جذب با مردان است. خلاصه ی این مصوبه ی تبعیض آمیز این است:
الف) لازمه ی اشتغال، ازدواج است. یعنی کسی حق دارد کار دائمی و یا حتی موقت داشته باشد که مجرد نباشد! به بیان دیگر انسان ها حق ندارند مجرد باشند. مردان و زنان باید ازدواج کنند وگرنه نمی توانند و نباید کارکنند، یعنی نمی توانند و نباید نان بخورند، يعنى نمی توانند و نباید لباس بپوشند، يعنى نمی توانند و نباید زندگی کنند، یعنی به زور هم که شده باید ازدواج کنند چون اين را "آقا" خواسته اند!
ب) درصورت ازدواج ، مردان متاهل برای اشتغال واستخدام بر زنان ارجحيت دارند. این دیدگاه، مردان را "نان آور!" می داند و زنان را "نان خور" و دراولویت بعدی قرارمی دهد. گره گاه اصلی و استدلال قانونگذاران ونمایندگان مجلس و آیت الله های مردسالار در نقش باروری و زایش زنان است. آن ها می گویند اگر زنان مجرد استخدام شوند، اولا که به خاطر استقلال نسبی مالی شان، خیلی دیر به فکر ازدواج می افتند و درثانی اگر هم ازدواج کنند، به علت مشکلات کاری، دیرتر بچه دار می شوند و معمولا تک فرزند می مانند و این با سیاست جمعیتی ولی فقیه مغایراست. خامنه ای نگران است که با توجه به روند رشد جمعیت و عدم استقبال خانواده ها به افزایش جمعیت، در سال های آینده جمعیت شیعه نسبت به جمعیت سنى ها دراقلیت بماند.
خامنه ای درمورد اشتغال واستخدام زنان می گوید: "اشتغال زنان ازجمله چیزهایی است که من با آن موافقم. چه با رویکرد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی باشد یا با رویکرد خیرخواهانه وغیره ... البته باید چند اصل مهم دراشتغال زنان رعایت شود. یکی این که کار و اشتغال دربیرون ازخانه، باعث تحت الشعاع قرار گرفتن همسر و فرزندان نشود !"
می بینید که "آقا" اجازه می دهند که با رویکردی "خیرخواهانه"! زنان استخدام شوند. یعنی که صدقه ای به عنوان کار به زنان داده شود. درثانی تا جایی که می شود زنان درخانه استخدام شوند! چرا که کارکردن زن دربیرون ازخانه باعث می شود تا شوهر و فرزندان درسایه قرار بگیرند. یعنی شغل زن درخانه است و وظیفه اش همسر داری و دادن سرویس جنسی به شوهر و زاییدن فرزندان است و بس!
۵- حجاب به دم حاکمیت گره خورده است.
خلاصه پس از کلی بگیرو ببند و بوق و کرنا درمورد واگذاری طرح حجاب وعفاف از نیروی انتظامی به وزارت کشور و صغری - کبری کردن های احمدی مقدم و وزیر کشور و معاون امور زنان رئیس جمهور و برخی نمایندگان زن و ضد زن درمجلس اسلامی مبنی براین که مساله ی حجاب از اولش هم سیاسی- امنیتی نبوده بلکه مساله ای اجتماعی است و راه حل سیاسی - امنیتی ندارد و جملاتی از این قبیل.
این روزها رئیس ستاد کل نیروهای مسلح یعنی ژنرال فیروزآبادی به سخن آمده و در بیاناتی ضد ونقیض سعی کرده موضوع را ماستمالی کند و درنهایت به آقایان گوشزد کند که حکومت شان به حجاب زنان بند است. فیروزآبادی می گوید: "ضد انقلاب از واگذاری طرح عفاف وحجاب به وزارت کشور ذوق زده نشود چرا که این مساله، چهار وجه دارد. وجه اول این که بطورعام حجاب وعفاف مساله ی امنیتی نیست و اجتماعی است و وزارت کشور بعنوان مسئول امور داخلی و فرهنگی واجتماعی وظیفه دارد این تدبیر رئیس جمهور را نهادینه و دنبال کند! "انگار تا دیروز ایشان خواب تشریف داشتند و موضوع را نمی دیدند و انگار احمدی نژاد، تدبیر کار را نداشت و انگار روحانی می خواهد "معجزه کند" و مساله ی حجاب را حل نماید. اتفاقا اگر کس دیگری این حرف را می زد شاید می شد باور کرد ولی وقتی یک مقام نظامی و امنیتی ادعا می کند که حجاب یک مساله ی امنیتی نیست، یعنی که امنیتی است ودرآن شک نباید کرد.
فیروزآبادی درباره ی وجه دوم مساله ی حجاب گفت: "درمسائل اجتماعی اگر بی نظمی ایجادشود، نیروی انتظامی قانونا باید وارد عمل شود" یعنی اگر زنان بخواهند برای مطالبات شان مبارزه کنند و به حجاب نه بگویند، این بی نظمی است وناجا باید سرکوب شان کند .
سرلشکربسیجی، وجه سوم حجاب را این گونه توضیح داد: "اگر زمانی مانند زمان فتنه ی ٨٨، بی حجابی وبی عفتی با هدایت شبکه های ماهواره ای وضد انقلاب و به صورت سازمانیافته به منظور مخدوش کردن چهره انقلاب صورت گیرد، دراین حالت موضوع امنیتی می شود و نهادهای امنیتی باید به وظایف خود عمل کنند ."
بنابراین حیات نظام به حجاب بند است ونه گفتن به حجاب می تواند به یک انقلاب منجر شود. فیروز آبادی جرات این را ندارد که از کانال جدید و به کارزار علیه حجاب اجباری فعالین که از سوی این کانال سازماندهی می شود، نام ببرد. کارگزاران نظام با چه زبانی بگویند که نه گفتن به حجاب، یعنی نه گفتن به جمهوری اسلامی. آن ها با چه زبانی اعتراف کنند که زنان نقشی اساسی در خیزش انقلابی سال ٨٨ داشته اند. ازاین واضح تر چگونه می شود به انقلاب بودن خیزش سال ٨٨ و به زنانه بودن آن انقلاب و انقلاب پیش رو اعتراف کرد !
فیروز آبادی در باره ی وجه چهارم حجاب گفت: "اگر با اقدامات فرهنگی- اجتماعی و نهاد مقدس امر به معروف ونهی از منکر هم نتوان نتیجه گرفت، نیروی انتظامی وقوه ی قضائیه باید از طريق قانون وارد شوند وبرخورد قاطع کنند. بنابراین مساله ی حجاب وعفاف یک مساله ی دقیق و همه جانبه است."
زنان آگاه ومبارز می دانند که واگذاری طرح حجاب به وزارت کشوراز جهاتی درحقیقت از زیر ضرب خارج کردن نیروی انتظامی است که با ٣۵ طرح اجرایی خود نتوانست کاری از پیش ببرد. درحقیقت حکومت ضد زن موفق نشد با همه ی ابزاری که دردست داشت، صدای زنان را خاموش ومبارزه ی آنان را علیه خشونت های سازمان یافته حکومتی شکست بدهد. بنابراین و از سویی دیگر سعی می کند با عوض کردن مجری طرح، شکست های مفتضحانه ی خود را درمصاف با زنان فرافکنی کند وآن را به گردن نیروی انتظامی بیندازد.
مندرج در نشریه زن آزاد شماره ٢٢

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر