۱۳۹۲ مرداد ۱۲, شنبه

گام به گام با خشونت های فرم یافته ی پنهان و اشکار علیه زنان

گام به گام با خشونت های فرم یافته ی پنهان و آشکار علیه زنان (1)/ اعظم بهرامی

اعظممقدمه نویسنده – زن خوب و فرمانبر پارسا، کارهايي ميكند كه مرد پادشاه شود ، حالا خودش هم ملكه نشد چندان مهم نيست. در فيلمفارسي هاي قديمي، هر وقت بحث ظلم به يك زن بود جمله معروف «كرم از خود درخت است را از دهان قهرمان فيلم ميشنيديم» اما قصه غمگين خشونت عليه زنان و انواع پنهان و اشكارش، تنها در سرزمين ما نقل و نقالي نميشود، بلكه بارها شكل و رنگ عوض می کند. گاه به شكل ضرب و شتم فيزيكي، گاه تجاوز، گاه نبود شرايط برابر در انتخاب كار و محل زندگي و پايمالي حقوق مالي و قانوني، گاه در زندان عليه زندانيان زن به شكل انواع شكنجه ى روحي و جسمي از سوی نظام های قضايي و امنيتي مردسالار خودنمايي مي كند.
مقاله زیر که در دو بخش ارائه می شود، نگاهي اجمالي دارد به خشونت اعمال شده بر زنان در جامعه ايران. خشونتي كه گاه مانند شكنجه سفيد، غير قابل اثبات و پيگيري است و در قالب تبعيضات سازمان يافته ى دولتي و قوانين مذهبي، كلام و گفتار آزار دهنده دارد یا آزار مبتنی بر جنسیت است، مثل تهديد به دوري از فرزند و انواع خشونت خانگی که هنوز آمار روشني از آن وجود ندارد و مواردی چون نگراني از به هم خوردن كانون خانواده، آوارگي و سردر گمي فرزندان، ترس از ادامه و تشديد خشونت، باورهاي سنتي و مذهبي رايج ميان مردم، محدوديتهاي فرهنگي مثل عشيره و قبيله ای مانع طرح آشکار آن می شود،
در بخش اول این بررسی اجمالی، نگاهی داریم به نمونه های رایج خشونت علیه زنان در ایران .از خشونت های جبران ناپذير چون اسيد پاشي، محروميت از تحصيل، اجبار به ازدواج، برخورد قهر آميز با زنان تن فروش و معتاد و مبتلا به ايدز، تا مخالفت با اختیار بر تن و تمابلات جنسی و اعمال خشونت علیه زنان و دختران همجنسگرا و همچنین مسئله ي پوشش اجباري. و همچنین تابو كردن مسائل مربوط به جسم و جنسيت زنانه، تبليغات و پروژه هاي تلويزيوني و سينمايي كه در بسياري از موارد الگويي كاملن يكسان از يك زن ماسكه شده در زندگي ارائه می دهد.
در بخش دوم نگاهي داريم به آمارها و و انواع خشونتي كه به شكل فرم يافته توسط ارگانهاي دولتي از يك سو و خانواده ها با باور هاي سنتي و مذهبي شان از سوي ديگر ،عليه زنان و دختران اعمال ميشود. و نيز نشانه هاي سيستماتيك شدن و رواج آن را در طول سالهاي اخير بررسي ميكنيم.
در سرزمین من داستان جامعه و دولت ناهمساز با برابری و رشد و بالندگی زنان در کنار مردان آنقدر تکرار شد و فرم عوض کرد که جامعه زنان را به مبارزانی همیشگی برای حقوقشان تبدیل نمود. بی‌اغراق تمامی شواهد اجتماعی و قوانین مصوب در قانون اساسی نشان می‌دهد که زنان در ایران برای ساده‌ترین حقوق خویش مثل حق مالکیت بر بدن، حق تملک فرزند، حق سفر و جابجایی، حقوق اقتصادی اجتماعی خود از ارث و دیه تا مهریه و نفقه، حق تحصیل و استفاده از امکانات کار برابر، همواره نگران بوده‌اند و مجبور به مبارزه.
تحلیل تاریخ پیدایش و آغاز این تحریم و تهدیدها و تلاش زنان و مردان برابری خواه و دستاوردهایشان، اطلاعات و تجربه‌های بسیاری می‌طلبد و صدها مقاله هم در شرح تلاش و رنج رفته بر زنان ایران در دوره‌های مختلف تاریخی این سرزمین کهن کم است. از این رو، نمی‌خواهم خیلی به عقب برگردم تنها از فشار و اجحاف بر جامعه زنان ایرانی در دوره‌ای بحث می‌کنم که آن را خوب می‌شناسم و زندگی‌اش کرده‌ام.
آغاز فصل پاییز و مدارس، بهار با تنوع رنگ‌های چشم نواز و زمستان و برف و یخ و تابستان که آفتاب و گرمایش ازدحام زندگی پیاده روها و خیابان‌ها را چند برابر می‌کند، برای زنان ایران خبر تازه‌ای از تغییر پوشش و تنوع در انتخاب طرح و رنگ به همراه ندارد. اجبار و اصرار در به سر کردن حجاب از سنین پایین علاوه بر ایجاد موانع روحی و روانی و سرکوب حس زیبایی پسندی و انتخاب گری، مشکلات بهداشتی چندانی نیز برای دختران، حتی در سنین پایین پیش می‌آورد. محرومیت پوست و مو از نور آفتاب، سختی حمل وسایل مدرسه با ان پوشش بلند (مانتو) و محدودیت در انتخاب رنگ، راهی است برای نهادینه کردن اندیشه نابرابری این کودکان دختر با همسالان پسرشان.
امام جمعه تهران در سال ۱۳۸۹ بد حجابی زنان را عامل وقوع بلایای طبیعی چون زلزله دانست، و امام جمعه مشهد در توضیح تجاوز دسته جمعی که برای تعدادی زن در یک مهمانی اتفاق افتاده بود، بی‌حجابی زنان را عامل تحریک متجاوزین دانسته و خودشان را عامل وقوع این حادثه دانست. سرزنش‌ها و فشارهای خیابانی ماموران با طرح ویژه حجاب و عفاف تا آنجا ادامه پیدا کرد که قانون، جرایم نقدی برای زنان با پوشش متفاوت مصوب کرد و حکم زندان و شلاق را برای بدحجابی زنان در چندین مورد اعمال نمود. طرح گشت‌های ارشاد همان‌طور که از نامش پیداست ناشی از اندیشه صغیر و ناقص العقل شمردن زنان است که سیستمی منظم و اداری را برای هدایت و ارشاد زنان الزامی و ضروری می‌بیند و در نهایت، تابستان ۱۳۸۷ یک سال پس از آغاز طرح، نیروی انتظامی از اختصاص بودجه ۱۰۳ میلیاردی تومان معادل ۶۰۰ میلیون دلار به این طرح و دایمی شدن آن خبر داد.
ترویج این چهره جدید از خشونت‌های خیابانی تا آنجا ادامه یافت که به جای مبارزه و جلوگیری از آن، منظر و چهارچوبی قانونی یافت و دولت هم با هدف خانه نشین کردن زنان با بی‌توجهی به آن دامن زد. به عنوان مثال در سال ۱۳۸۰ در شهر مشهد ۱۲ زن در نقاط مختلف شهر خفه شدند و جنازه آنها در خیابان رها شد و سیستم قضایی آن را پرونده قتل‌های ناموسی نامید و در نهایت تنها فرد مظنون معترف شد که به گمان او باید این زنان محو می‌شدند.
ترویج این اعتقاد که آغاز فساد مردان نیز از زنان است در همه عرصه‌های تبلیغی نظام سایه افکنده است، از سینما و تلویزیون تا محدودیت نشریات و جراید، با موضوعیت ویژه زنان. همزمان با در پیش گرفتن این سیاست، سختگیری‌ها در یکسان سازی پوشش، در سیستم آموزشی، از کودکستان تا دانشگاه ادامه دارد و همراه است با سیستم‌های تنبیهی مانند حراست دانشگاه و مربیان تربیتی مدارس، که یکی از شرح وظایفشان همین مسئله حجاب و پوشش است.
این مسئله الزام در همراه داشتن اوراق شناسایی که نشان دهنده رابطه فامیلی افراد باشد برای زنان و مردانی که همراه هم در مکان‌های عمومی مثل پارک خیابان و سینما ظاهر می‌شوند در واقع کنترل روابط و ایجاد محدودیت‌های آشکار بیش از پیش و نیز نگاه صرفن، جنسی به روابط افراد را در مسئولین امر، به خوبی آشکار می‌کند.
انتخاب نوع پوشش و اجبار در پذیرفتن آن از همین نگاه جنسیتی سیستم جمهوری اسلامی به زنان سرچشمه می‌گیرد. در واقع تعمیم این نگاه جنسی است که به سیستم‌های اداری و آموزشی و هنری مجوز می‌دهد که با هر شیوه سخت‌گیرانه قانونی و غیر قانونی حضور و فعالیت زنان را در جامعه محدود کنند. به طور مثال تشکیل جلسه مدیران زن با کارمندان مرد. اساتید مرد با دانشجویان دختر و یا کار کردن مربیان ورزشی مرد با زنان ورزشکار و برعکس و یا تلاش مجلس برای جنسیتی کردن خدمات پزشکی در کنار تفکیک جنسیتی کردن رشته‌ها و مکان‌های دانشگاهی گام‌هایی بود برای محدود کردن امکان استفاده از توانایی‌های جمعیتی معادل بیش از ۵۰٪ جمعیت کشور.
مورد بسیار مهمی که باید در اینجا به آن اشاره کرد این است که با توجه به محدود کردن انتخاب‌های رشته و شهر و دانشگاه محل تحصیل (با توجه به سیستم بومی سازی و تقلیل یا حذف ظرفیت زنان، در برخی رشته‌های دانشگاهی) بالطبع در آینده انتخاب شغل نیز برای زنان محدودیت‌های مضاعفی خواهد داشت. حقوق نابرابر برای کارگران زن در شرایط مساوی با مردها، تصویب قوانین تشویقی برای زنان که به کارهای خانگی بپردازند، به بهانه امنیت بیشتر و اینکه مهم‌ترین مسئولیتشان تربیت نسل جدید در خانواده است، آن هم در حالی که کوچک‌ترین برنامه‌ای برای بیمهٔ سلامت وبازنشستگی آنان اتخاذ نشده است، همه و همه باعث ایجاد محرومیت و محدودیت استقلال اقتصادی برای زنان خواهد شد، آن هم فقط به علت جنسیتشان.
جامعه و قوانین و حکومت مردسالار علاوه بر تمام ناموس پرستی‌هایی که زن را موجود پشت ویترین های شخصی پستوخانه‌ها می‌داند، ظلم مضاعفی نیز در روشن کردن چراغ آینده این زنان وجود دارد و آن هم مشخصن جنسیتشان است. این موضوع در عرصه‌های هنر و فرهنگ هم بسیار فاحش تاثیر گذار بوده است. چندی پیش موضوع فساد بازیگران زن در سینمای ایران منجر به موضع گیری تعداد زیادی از بازیگران مطرح سینما و تاتر شد. طرح این موضوع توسط مسئولین سینما و همزمان شدن با تعطیلی تنها کانون واقعی و غیر دولتی حامی هنرمندان اعتراض جمعی آنان را برانگیخت ولی در نهایت با تایید حکم قضایی تعدادی از زنان هنرمند ممنوع‌التصویر شدند یا از ایفای نقش در رسانه‌های عمومی مانند تلویزیون محروم شدند.
تابو کردن مسایل جنسی زنان و روابط زناشویی و حذف و سانسور آن در طول سال‌ها از صحنه ادبیات و هنر و دانش تا آنجا پیش رفت که درس تنظیم خانواده که مربوط به آموزش این مسایل بود از دانشگاه‌ها حذف شد و سخن گفتن پیرامون این مسایل تعبیر شد به دریدگی و وقاحت.
خودسانسوری جسمی و جنسی زنان منجر به بروز مشکلات خانوادگی بسیار در نسل جوان شد و به گفته آمار یکی از دلایل عمده افزایش طلاق‌ها در ایران، مسئله هم آغوشی است. در یک دوره زمانی هم برای مسکن و نه درمان cd های آموزش مسایل جنسی توسط کارشناسان طراحی و در داروخانه‌ها فروخته شد. دختران جوان ما جسمشان را هیچ وقت کامل کشف نمی‌کنند و برای سوالاتشان با روش‌های غیر صحیح جواب می‌یابند. در واقع اجبار در فرم و رنگ پوشش، برشی است از منشوری که رنگ‌های زیستن و استقلال و لذت را برای زنان جامعه ایران تیره کرده است. اجبار در پذیرفتن الگوی پوشش و تلاش برای همسان‌سازی شیوه و شکل حضور زنان در ایران تا آنجا ادامه یافت که مراکز تولیدی لباس ملزم به ارایه الگو و طرح‌های یکسان شدند و نصب مانکن‌ها با ظاهر زنانه در ویترین مراکز خرید لباس ممنوع شد فرمانده پلیس فرودگاه‌ها با افتخار از جلوگیری از سفر ۱۲۸ نفر، اخذ تعهد کتبی از ۶۷۹۹ نفر و تذکر به ۱۷۱ هزار و ۱۵۱ نفر به دلیل آنچه بدحجابی خواند در ۵ ماه اول سال ۱۳۸۷ خبر داد.
در برخی شهرها مانند گرگان و مشهد دادگاه‌های سیار برای رسیدگی به جرم زنان برپا شد. بررسی پرونده مأموریت‌های نیروی انتظامی نشان می‌دهد سرکوب و دستگیری دختران جوان و زنان بی‌پناه امری بوده برای ارتقای درجه و صد البته ساده‌تر از تلاش برای دستگیری دزدان و اراذل و متولیان توزیع مواد مخدر و دیگر مجرمین. از این جمله می‌توان به ارتقای درجه سردار رادان اشاره کرد که سختگیری‌های افراطی پیرامون این مسئله را در پرونده خود دارد. برای این افراد حریم خصوصی معنایی ندارد در مواردی اتومبیل افراد به ویژه دختران جوان به بهانه عدم رعایت شئونات اسلامی توقیف شده است، و یا افراد برای برپا کردن مهمانی در خانه خود بازداشت شده‌اند.
فشار بر زنان زندانی با هر اتهام برای رعایت پوشش ویژه با عنوان چادر و محدودیت ملاقات آنها برای تنبیه و اجبار در پوشش انتخاب شده نشان می‌دهد حکومت از اندک آزادی اندیشه و انتخاب هم به شدت وحشت دارد حتی در پشت میله‌های زندان.
خشم و غضب خصمانه نهادهای انتظامی و امنیتی از یک سو و بی‌توجهی حامیان قانون گزار زنان مجلس از سوی دیگر امید برای تغییر وضعیت ممکن را کمرنگ کرد. به طور مثال ۸ زن نماینده مجلس در دوره هشتم ابزاری فراهم کردند برای توجیه شرعی تمام قوانین ضد زن پیشنهادی در مجلس. مانند لایحه مربوط به حمایت از خانواده یا طرح‌های توقف کنترل جمعیت و یا مسئله ازدواج موقت محصول حضور زنانی بود که نه تنها نماینده هم‌جنسان خود نبودند بلکه ابزاری شدند در دست قانون گزارانی که اندیشه و شیوه مردسالارانه را در تمام مصوبات دنبال می‌کنند. کاهش ۳۳ درصدی حضور زنان در این دوره از مجلس شاید نشانه‌ای از ناامیدی آنان است در احقاق حقوقشان از طریق قانون.
در این سال‌ها من بارها مورد سرزنش قرار گرفته‌ام برای فرم پوشش و رنگ لباس ، از ممنوعيت جوراب‌های سفید در دبيرستان گرفته تا استفاده اجباري از چادر سیاه و کثیف با ارم مخصوص كه پوشش زنان زنداني در جمهوری اسلامی است، و امروز نمی‌دانم به واقع چه رنگ‌هایی را برای لباس دوست دارم و جرات تجربه کردن بسیاری از رنگ‌ها را برای لباس‌هایم ندارم. هنوز هم نمی‌توانم مثل دوستان غیر ایرانیم به راحتی در مورد دوره‌های ماهانه زنان حرف بزنم، هنوز هم وقتي به حرفهايشان از تجربه هاي جنسي مختلفي كه گذرانده اند گوش ميكنم ، گوشه لبم را گاز ميگيرم. حرف زدن از بسیاری چیزها برایم تابو است. این خودسانسوری و نشناختن کامل توانمندی‌ها و ضعف‌های فردیم بخش عظیمی از نتیجه تمام تبلیغات و فشارها و قوانینی است که طی سال‌ها بر روح و فکر و جسمم، گذشته است. این همه، تنها برای زن بودن.
این حرمت شکنی از زنان و خرد کردن شخصیت و محدود کردن نقش اجتماعی زنان به شکل هدفمند دنبال می‌شود. زنان برای داشتن حق زندگی اجتماعی و هنری و علمی سالم و فعال در ایران باید بیش از هر توانایی فردی، مواظب ناموس جامعه مردسالار خود باشند. و این قصه غمگین داستانگویان همیشه تاریخ سرزمین من است، مادران امروز و آینده.

رنجیده ام و رنج می برم رها از زندان قرچک ورامین

رنجیده ام و رنج می برم / رها از زندان قرچک ورامین

کانون زنان ایرانی: رها دخترجوانی که سالهاست در زندان قرچک ورامین به سر می برد. در یادداشت کوتاهی برای ما از رنج ها و دردهایش می نویسد، دردهایی که مثل خوره روح و روانش را می تراشد . زندان قرچک ورامین، زندانی است که از آن بارها از سوی رسانه ها و مجامع حقوق بشری با عنوان کهریزک دوم یاد شده است. زندانی با شرایط کاملا غیر استاندارد و غیر بهداشتی که زندانیان زن در آن نگهداری می شوند و در سه سال اخیر بسیاری از سازمانهای حقوق بشری و زندانیان سیاسی محبوس دراین زندان در باره وضعیت نابه سامان آن هشدار داده اند.او درباره رنج هایش برایمان می نویسد:« اگر اینجا نبودم هرگز رنج زنانی را که یک شبانه روز در وحشت صبح چهارشنبه شوم که دهان طنابی ضخیم برای شان گشوده شده و در رنج سلول انفرادی به سر می برند و در عرض 5 ساعت بوی مرگ می گیرند را نمی فهمیدم.»رها اکنون در سالن 5 این زندان به سر می برد .
به یاد خدای مهربان که در بالاترین پله بخشش و گذشت ایستاده و بدین شکل به ما انسانها مهربانی را آموخته است .می خواهم فکر کنم آیا من هم از این موهبت و بخشش الهی بهره ای برده ام یا نه ؟آیا می توانم کسانی را که حق بزرگی را از من ربوده اند ببخشم ؟یا فقط تظاهر می کنم که قصد بخشش دارم .
صادق هدایت جمله ای عجیب دارد که می گوید : «در زندگی دردهایی است که مثل خوره روح انسان را می تراشد و میخورد و نمی توان زخم آن درد را به کسی نشان داد .»
این دردها را گاه از عمق وجود درک می کنم و ساعتها و روزها و هفته ها با خودم کلنجار می روم تا درمانشان کنم اما معمولا از درمانشان ناتوان می مانم .بنابراین به دروغ متوسل نمی شوم و راست و درست می گویم که چقدر رنجیده ام و رنج می برم .شاید اگر این اتفاقات تلخ در زندگی ام رخ نمی داد تا این حد رنج نمی بردم و تا این حد هم زوایای پنهان جامعه ام را نمی دیدم وهرگز نمی فهمیدم کودکانی هستند که مدتهاست آغوش مادران شان را ندیده اند و یا مادرانی که مدتهاست فقط صدای فرزندان شان را تلفنی می شنوند و البته هرگز رنج زنانی را که یک شبانه روز در وحشت صبح چهارشنبه شوم که دهان طنابی ضخیم برای شان گشوده شده و در رنج سلول انفرادی به سر می برند و در عرض 5 ساعت بوی مرگ می گیرند را نمی فهمیدم .
نمی دانم چرا مطلبم را با این کلمات و جملات تلخ آغاز کردم و شاکرم چنین فرصتی دارم تا کمی از بار روی شانه هایم را سبک کنم و درباره شان سخن بگویم پس با گذشت و چشم پوشی بخوانید و آرزومند آرزویم تا ریشه کن شدن ظلمت باشید.

جزییات تکان دهنده ای از بازجویی های حسین رونقی جهت اطاع رییس قوه قضاییه

ﺟﺰﯾﯿﺎﺕ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺟﻮﯾﯽ ﻫﺎﯼ
ﺣﺴﯿﻦ ﺭﻭﻧﻘﯽ
« ﺟﻬﺖ ﺍﻃﻼﻉ ﺭﯾﯿﺲ ﻗﻮﻩ ﻗﻀﺎﯾﯿﻪ
----------------------------------
ﺣﺴﯿﻦ ﺭﻭﻧﻘﯽ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ
ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺟﻮﯾﺎﻧﺶ ﺑﺎ ﺑﯿﺎﻥ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻭﯼ
ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺟﻮﯾﯽ ﻫﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ
ﻭ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﻨﺎﯼ ﮐﯿﻨﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﻭ
ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﭼﻮﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﻡ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩﻫﺎ
ﻭ ﺧﻄﺎﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺬﺷﺖ ﺩﺍﺷﺖ .
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﮐﻪ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺣﺎﺝ ﻧﺎﺻﺮ، ﺁﻗﺎﯼ
ﺗﻮﮐﻠﯽ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺑﺎﺯﺟﻮ ﻫﺴﺖ، ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻫﺎ،
ﻓﺤﺎﺷﯽ ﻫﺎ، ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻫﺎ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ
ﻏﯿﺮﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﻭ ﻏﯿﺮﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺟﺰﯾﯿﺎﺕ ﺍﺷﺎﺭﻩ
ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﻗﻀﺎﯾﯽ ﮐﺸﻮﺭﻣﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ
ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻭ ﺑﺪﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﺑﺎ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﺭﺍ
ﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺰ ﺑﺮﺧﯽ
ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻪ
ﺭﯾﯿﺲ ﻗﻮﻩ ﻗﻀﺎﯾﯿﻪ ﻭ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺑﯿﺎﻥ
ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﻏﯿﺮﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻭ
ﻏﯿﺮﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺑﺎﺯﺟﻮﯾﺎﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﮐﻠﻤﻪ، ﻭﯼ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮﺩ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ
ﺑﺎﺯﺟﻮﻫﺎﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ : ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻣﻦ
ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺘﮕﺎﻩ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺳﭙﺎﻩ ﺗﺒﺮﯾﺰ ﻣﺮﺍ ﮐﻪ
ﺑﺮ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺩﺳﺘﺒﻨﺪ ﺯﺩﻩ ﻭ ﺑﺮ ﺭﻭﯾﻢ ﭘﺘﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ
ﺑﻮﺩﯾﺪ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻧﺎﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﺍﻧﻪ
ﺯﯾﺮ ﻣﺸﺖ ﻭ ﻟﮕﺪ ﮔﺮﻓﺘﯿﺪ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ
ﺭﻓﺘﺎﺭﺗﺎﻥ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﺮﺩﻡ ﺿﺮﺑﺎﺕ ﺷﺪﯾﺪﺗﺮ ﻭ
ﻧﺎﺳﺰﺍﻫﺎﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭ، ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﻡ
ﻣﯽﺩﺍﺩﯾﺪ ﺭﮐﯿﮏﺗﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﮐﻪ
ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ ! ﺑﻪ
ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ ﺳﻤﺖ ﭼﭗ ﻣﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﻭ
ﺿﺮﺑﺎﺕ ﻣﺤﮑﻤﯽ ﺑﻪ ﭘﻬﻠﻮﯼ ﭼﭙﻢ ﻭﺍﺭﺩ
ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺍﺯ
ﺩﺭﺩ ﻧﺎﻟﯿﺪﻡ ! ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺘﯽ : “ﺑﺮﺍﯼ
ﻣﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﮑﻦ ﻣﺎﺩﺭ ”!… ﻭ ﺑﺎ ﺷﺪﺕ
ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﯼ .
ﻭﯼ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺟﻮﯾﺎﻧﺶ ﮐﻪ
ﺣﺎﺝ ﻧﺎﺻﺮ ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺍﺳﺖ : ﺩﺭ
ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺘﮕﺎﻩ، ﺻﺪﺍﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻭ ﻧﺎﻟﻪﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯽ
ﮐﻪ ﺑﺸﺪﺕ ﺯﺟﺮ ﻣﯽﮐﺸﯿﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﻢ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ
ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺘﮕﺎﻩ ﻫﺎﯼ
ﺳﺎﻭﺍﮎ ﺻﺪﺍﯼ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ
ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺭﻋﺐ ﻭ ﻭﺣﺸﺖ ﭘﺨﺶ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﻣﻦ
ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺧﻮﺩ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﺮ
ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽﺯﻧﯿﺪ . ﺑﻬﺖ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻡ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ
ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﻮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ، ﻋﻤﻖ ﻓﺎﺟﻌﻪ
ﺭﺍ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ، ﺻﺪﺍﯼ ﻧﺎﻟﻪ ﻭ ﺯﺟﺮ
ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺗﺎ ﻣﺎﻩ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺳﺮﻡ ﺳﻮﺕ
ﻣﯽﮐﺸﯿﺪ؛ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﺎﺗﻮﻡ، ﺷﻼﻕ ﻭ ﺷﻮﮎ
ﺍﻟﮑﺘﺮﯾﮑﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮﺍﻥ
ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ
ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﮔﯿﺮﯼ ﻭ ﺗﺤﺖ ﻓﺸﺎﺭ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﻦ
ﭼﻨﺎﻥ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺳﺘﻮﻥ ﻓﻘﺮﺍﺗﺶ ﺁﺳﯿﺐ
ﺩﯾﺪ، ﺩﻧﺪﺍﻧﺶ ﺷﮑﺴﺖ ﻭ ﮐﻒ ﭘﺎﻫﺎﯾﺶ ﺑﺨﺎﻃﺮ
ﺿﺮﺑﺎﺕ ﺷﻼﻕ ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﻫﻔﺘﻪ ﺯﺧﻢ ﺑﻮﺩ ﻭ
ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺣﺘﯽ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻭﺩ ﻭ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﻫﺎﯼ
ﺧﻮﺩ ﺑﺎﯾﺴﺘﺪ . ﻫﻨﻮﺯ ﮐﺒﻮﺩﯼﻫﺎﯼ ﺻﻮﺭﺗﺶ
ﺟﻠﻮﯼ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺍﺳﺖ . ﺑﯽﺭﺣﻤﯽ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ
ﺷﮑﻨﺠﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺑﻪ ﺣﺪﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﻣﻮﺭﺍﻥ ﺑﻨﺪ
ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﺩﻭ ﺍﻟﻒ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻭﯼ
ﺩﺭ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺧﻮﺩ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ : “ ﻣﺘﻬﻢ
ﻃﻮﺭﯼ ﺿﺮﺏ ﻭ ﺷﺘﻢ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ
ﺭﻓﺘﻦ ﻭ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﮔﻮﺵ
ﺩﭼﺎﺭ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﺛﺎﺭ ﮐﺒﻮﺩﯼ ﺩﺭ
ﺻﻮﺭﺕ ﻭ ﺑﺪﻥ ﻭﯼ ﮐﺎﻣﻼ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﺍﺳﺖ ”.
ﺍﯾﻦ ﻓﻌﺎﻝ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﻃﯽ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺍﺧﯿﺮ
ﺑﺪﻟﯿﻞ ﻧﺒﻮﺩ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ ﺗﺨﺼﺼﯽ ﻭ ﺩﺳﻨﺮﺳﯽ
ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﭘﺰﺷﮏ ﻣﻌﺎﻟﺞ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻧﺒﻮﺩ ﻏﺬﺍﯼ
ﺳﺎﻟﻢ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻞ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﮔﻮﺍﺭﺷﯽ
ﻧﯿﺰ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺯ
ﻣﺼﺮﻑ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ
ﮐﻠﯿﻮﯼ ﻭ ﭘﺮﻭﺳﺘﺎﺕ ﻧﯿﺰ ﻣﻨﻊ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﮔﺰﺍﺭﺷﻬﺎﯼ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺘﺸﺮ
ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ
ﻣﺮﺧﺼﯽ ﺩﺭﻣﺎﻧﯿﺶ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﯼ ﺍﺯ
ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻭ ﮐﻢ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻠﯿﻮﯼ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺍﺯ
ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻟﺘﻬﺎﺏ ﭘﺮﻭﺳﺘﺎﺕ ﻭ ﻣﺜﺎﻧﻪ ﺭﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ
ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ
ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ .
ﺣﺴﯿﻦ ﺭﻭﻧﻘﯽ ﻣﻠﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺷﺪﻩ ﻫﺎﯼ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺳﺎﻝ ۸۸
ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺳﭙﺎﻩ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺷﺪ
ﻭ ﺩﺭ ﺷﻌﺒﻪ ۲۶ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺑﻪ ﺭﯾﺎﺳﺖ
ﻗﺎﺿﯽ ﭘﯿﺮﻋﺒﺎﺳﯽ ﺑﻪ ۱۵ ﺳﺎﻝ ﺣﺒﺲ ﻣﺤﮑﻮﻡ
ﺷﺪ .
ﺍﯾﻦ ﻓﻌﺎﻝ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ ﻣﺎﻩ ﺳﺎﻝ
ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺮﺧﺼﯽ ﺩﺭﻣﺎﻧﯽ ﺍﻭﻝ
ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ، ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺪﺭ ﻭ
ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ) ﺍﺣﻤﺪ ﻭ ﺣﺴﻦ ﺭﻭﻧﻘﯽ ﻣﻠﮑﯽ( ﻭ۳۳
ﺗﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮﺍﻥ ﻭ ﻓﻌﺎﻻﻥ ﻣﺪﻧﯽ ﺩﺭ
ﮐﻤﭗ ﮐﻤﮏ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺳﺮﻧﺪ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ
ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺯﺩﻩ ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺷﺪﻧﺪ .
ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﭘﯿﺶ ﻧﯿﺰ ﭘﺪﺭ ﺳﯿﺪﺣﺴﯿﻦ ﺭﻭﻧﻘﯽ،
ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻣﺤﺒﻮﺱ ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ۳۵۰ ﺯﻧﺪﺍﻥ
ﺍﻭﯾﻦ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ
ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺟﺴﻤﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺑﺎ ﺗﺸﺮﯾﺢ ﻭﺿﻌﯿﺖ
ﻭﯼ ﻧﻮﺷﺖ : ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺤﻀﺎﺭﺗﺎﻥ ﻣﯽﺭﺳﺎﻧﻢ
ﮐﻠﯿﻪﻫﺎﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﻭ ﺟﺎﻧﺶ ﺩﺭ ﺧﻄﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺍﻓﺘﺎﺩ . ﻣﺠﺪﺩﺍً ﺍﺯ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻭ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ
ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﯾﻦ ﻭ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺳﯿﺪ
ﺣﺴﯿﻦ ﺭﻭﻧﻘﯽ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﻓﻮﺭﯼ ﻭ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ
ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭﻡ . ﮐﻠﯿﮥ ﻣﺪﺍﺭﮎ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﺩﺭ
ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﭘﺰﺷﮏ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ
ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻭ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻭ
ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻭ ﺑﻬﺪﺍﺭﯼ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﯾﻦ
ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ

داغ زلزله شهر شنبه هنوز تازه است بازسازی مناطق زلزله زده در حالت نیمه تعطیل

داغ زلزله شهر "شنبه" هنوز تازه است/ بازسازی مناطق‌ زلزله‌زده در حالت نیمه تعطیل

هر چند در روزهای ابتدایی وقوع زمین‌لرزه شهرستان دشتی عنوان شده بود که این مناطق در سریع‌ترین زمان ممکن بازسازی می‌شود ولی هم‌اکنون این کار به کندی پیش می‌رود و عملیات بازسازی با انصراف برخی از پیمانکاران به حالت نیمه تعطیل درآمده است.
 
به گزارش خبرنگار مهر، بعد از ظهر روز 21 فروردین‌ماه زمین لرزه 6.1 ریشتری بخش‌هایی از شهرستان دشتی در استان بوشهر را لرزاند که این زمین‌لرزه موجب کشته و زخمی‌شدن بسیاری از اهالی این مناطق شد و بسیاری از واحدهای مسکونی و تجاری و اداری و مذهبی نیز در این مناطق از بین رفتند.
کمک‌رسانی به زلزله‌زدگان با حضور گروه‌های مختلف امدادی و مردمی از استان بوشهر و استان‌های دیگر با سرعت بسیار خوبی انجام شد و همین موضوع عاملی شد تا شاهد افزایش تلفات جانی در این مناطق نباشیم و در ادامه نیز برای اسکان موقت و تامین نیازمندی‌های زلزله‌زدگان تلاش‌های خوبی صورت گرفت.
بیش از سه‌هزار واحد مسکونی در این زمین‌لرزه آسیب دیدند که بیش از یک‌هزار واحد مسکونی نیازمند بازسازی بود و مسئولان همواره تاکید داشتند که این بازساز‌ی‌ها تا پیش از فرارسیدن فصل گرما انجام شود.
هر چند به اواسط فصل گرما رسیده‌ایم ولی هنوز بازسازی این واحدهای مسکونی به آن میزانی که مورد نظر بوده است پیشرفت نداشته است.
داغ زلزله شهر "شنبه" هنوز هم تازه است
هنوز داغ زلزله بیستم فرودین 92 شهر شُنبه تازه است و این شهر هر از گاهی به لرزه درمی‌آید و در آخرین مورد این شهر روز چهارشنبه دوم مرداد ماه دوباره با زمین‌ لرزه‌ 4.2 ریشتری لرزید.

داغ زلزله نخست آنقدر شدید است که هنوز هم شعله‌هایش تن هر عابری را می‌سوزاند. شهری که قرار بود دوماهه ساخته شود هنوز روی گسل تمام زلزله‌هاست.
بیست و یکم فروردین 92 بود که معاون اول رئیس جمهور وعده بازسازی دو ماهه منازل مسکونی را داد؛ وعده‌ای که تاکنون محقق نشده است!
گرمای شدید هوا در مناطق زلزله‌زده/ کندی عملیات ساخت و ساز
در این میان؛ اما گزارش‌ها نشان می‌‌دهد که روند بازسازی در این منطقه زلزله‌‌زده با مشکلات عمده‌ای روبروست و مردم از کمبودها رنج می‌برند. شاید گرمای هوا در این منطقه جنوبی کشور نیز مزید بر علت شده تا روند بازسازی با مشکل روبرو شود.
تحمل گرمای بیش از 40 درجه سانتیگراد آنقدر طاقت فرساست که باعث شده است تا کارگران از ساعت 10:30صبح تا ساعت 17نتوانند کار کنند و این امر موجب کاهش پیشرفت عملیات بازسازی در مناطق زلزله‌زده شنبه شده است. به این مشکلات قطعی و نوسان خارج از تحمل برق شهر نیز اضافه کنید.  

قطعی گاه و بیگاه برق خصوصا روز چهارشنبه گذشته که بیش از 10 ساعت به طول انجامید، باعث شد مردم روزه‌دار به خاطر تحمل شرایط سخت گرما، به چشمه و رودهای جاری اطراف شهر پناه ببرند.
نارضایتی پیمانکاران غیر بومی/ ساکنان به دنبال یافتن پیمانکار
هر چند برخی از مسئولان بارها عنوان کرده‌اند که شدت گرما سرعت بازسازی را تا حدودی در مناطق زلزله‌‌زده شنبه کاهش داده است ولی بر اساس شنیده‌ها برخی از پیمانکاران از وضعیت مالی خود رضایت ندارند.
همچنین تعدادی از افرادی که به عنوان پیمانکار مسئولیت اجرای عملیات بازسازی را در این مناطق بر عهده دارند، استادکارهایی هستند که به علت دریافتی پائین بابت این بازسازی‌ها، کار را نیمه کاره رها می‌کنند.
در برخی موارد نیز به خاطر آنچه نارضایتی پیمانکاران غیربومی عنوان شده است، این افراد کار را رها کرده و به شهرهای خود باز گشته‌اند که شاید مسائل مالی از مهمترین دلایل آن باشد.  

اینک ساکنین شهر شنبه که فاقد هرگونه سرپناه هستند، خود به دنبال یافتن پیمانکارانی برای ادامه ساخت و ساز منازلشان هستند.
نبود نیروی انسانی و گرمی هوا عامل کندی بازسازی است
معاون امور عمرانی استاندار بوشهر به خبرنگار مهر گفت: عاملی که باعث کندی کار در بازسازی واحدهای مسکونی درمنطقه زلزله‌زده دشتی شده است شدت گرما و نبود نیروی انسانی است.
شاپور رستمی در ادامه بیان داشت: در حال حاضر یک‌هزار و 261 واحد مسکونی در منطقه زلزله‌زده دشتی در حال ساخت است که انتظار پیشرفتی که داشتیم متصور نشده است.
وی با بیان اینکه 100واحد آن عملیات ساخت آن به پایان رسیده است، افزود: از اوایل شروع بازسازی اعلام کردیم که نیروی انسانی کافی در منطقه وجود ندارد که هنوز با این مشکل مواجه هستیم.
معاون استاندار بوشهر تصریح کرد: با وجود اینکه در قیمت‌ها تغییراتی داده شده است ولی تاکنون نیروی مورد نیاز تامین نشده است و کار به کندی به پیش می‌رود.

رستمی با بیان اینکه ماه مبارک رمضان هم بر رغبت نشان ندادن نیروی انسانی در منطقه مضاعف شده است افزود: امید می‌رود با پایان ماه مبارک رمضان و خنک تر شدن هوا بتوانیم نیروهای مورد نیاز برای تسریع در ساخت و ساز جذب کنیم.

عفو بین الملل در استانه شروع ریاست جمهوری حسن روحانی خواستار پایان نقض حقوق بشر در ایران شد


عفو بین الملل در آستانه شروع ریاست جمهوری حسن روحانی خواستار پایان نقض حقوق بشر در ایران شد

عفو بین الملل در آستانه شروع به کار حسن روحانی رییس جمهوری منتخب ایران،خواستار پایان نقض حقوق بشر در ایران شد .

عفو بین الملل در بیانیه ای که روز جمعه منتشر شد ازمقامات ایران خواست از این فرصت برای پایان دادن به دهه ها نقض حقوق بشر و مصونیت از مجازات در این کشور بهره گیرند .

عفو بین الملل در این بیانیه با ذکر سوابق حکومت جمهوری اسلامی ایران در نقض حقوق بشردر زمینه های مختلف حقوق شهروندی،خواستار استفاده از فرصت شروع به کار دولت جدید ایران برای پایان دادن به این روند از جمله با اقدامات مشخص و فوری شده است .

عفو بین الملل در خرداد ماه گذشته نیز، پس از اعلام پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ، در بیانیه ای خواستار پایان یافتن نقض حقوق بشر در ایران  و از جمله آزادی میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، زهرا رهنورد و سایر زندانیان سیاسی-عقیدتی شده بود .

شرایط ساکنان اطراف سد کارون بدتر از غزه است مسئولین به ایذه خیانت کردند اسرائیل هم اینگونه غزه را در محاصره قرار نداد

امام جمعه شهر «ایذه»:شرایط ساکنان اطراف سد کارون ۳ بد‌تر از غزه است.مسئولین به ایذه خیانت کردند/اسرائیل هم اینگونه غزه را درمحاصره قرار نداد

گزارش وضعیت مرگ 12 نفر در اثر غرق شدن در سد کارون و خاکسپاری
امام جمعه ایذه:مسئولین به ایذه خیانت کردند/اسرائیل هم اینگونه غزه را درمحاصره قرار نداد/اگر اجازه می دادند کفن پوش به خیابان می آمدم

ایذه نیوز: موسوی امام جمعه ایذه گفت: به ایذه و مرم ایذه  خیانت شد ومسئولین با بی توجهی وبی مسئولیتی به ایذه خیانت کردند
به گزارش ایذه نیوزحجت الاسلام سید کمال موسوی درخطبه دوم نماز حمعه به موضوع حادثه مصیب ووار ودلخراش سقوط مینی بوس اهالی روستای میراحمد غریبی ها به دریاچه کارون ۳ پرداخت وگفت:
12کشته دریک حادثه انهم زن وکودک این تنها بخشی کوچکی از مصیبتها ومشقت ها ورنج های وارده شده برمردم ایذه از سد ودریاچه کارون ۳ وبی مسئولیتی وکوتاهی کردن مسئولین به خصوص شرکت آب  ونیرو واستانداردررسیدگی به مشکلات ومعضلات ایذه ومنطقه سادات حسینی ودنباله رود است
اسرائیل هم اینگونه غزه را درمحاصره قرار نداده بود که مسئولین کشور واستان وبخصوص  مسئولین آب ونیرو مردم دنباله رود وسادات برحق حسینی را درمحاصره قرار دادند وهرازچند گاهی باید شاهد مرگ این عزیزان باشیم آگر اجازه می دادند کفن پوش به صحنه می امدم تا بدانند که بر مردم ایذه چه می گذرد ودچار چه فلاکت های هستند
مسئولین به ایذه ومردم محروم آن خیانت کردند سد عظیم کارون ۳ بابرق تولیدی از کنار ایذه می گذردولی مردم ان هیچ بهر ه ای جز بدبختی وازدست دادن جانهایشان ازان ندارند آب عظیم سدکارون ۳ درکنار مردم ایذه همانند اب فرات موج میزند ولی زمینهای کشاورزی ومردم ایذه  ازان محرومند باید خشک بمانند وبه جای تولید واشتغال مصرف کننده دیگرانی باشن که ازاین سد عظیم استفاده می کنند ودربر خی بخش های ایذه مردم باید ازتشنگی جان بدهند
برق واب این سد به شهر های دیگر میرود درحالی که بدون زحمت ودادن تلفات است حال انکه ما بادادن تلفات ازدست دادن عزیزانمان نباید ازان استفاده ای بکنیم وبهر های داشته باشیم وقتی ما می گوییم می خواهیم ازاین منبع عظیم استفاده کنیم هزار دلیل می اورند واز انجام مسئولیت هایشان شانه خالی می کنند
شرکت آب نیرو به طور قانونی متعهد شده بود تا قبل از ابگیری وبه زیر آب رفتن زمیتنهای کشاورزی وخانه های مردم دنباله رود جاده وپل بسازد اما با گذشت ده ۱۰سال هنوز اقدامی انجام نداده است این مردم قبل ازاین  جاده داشتند پل داشتنداسایش وامنیت داشتند کارداشتندزمینهای کشاورزی داشتند ولی اکنون باید مصرف کنند هباشند چون زمینهای خود راازدست دادند واین سد کارون ۳انهارااز چرخه تولید واشتغال بیرون کرد واواره شهر کرد تامصرف گرا شوند ایا سد کارون ۳ جز بدبختی وبیکاری چیزی برای شهر وروستائیان ما داشت
تاکنون حوادث گوناگونی ازقبیل مرگ براثر زایمان ونبود لنج وبارج برای جابجایی ،عقرب زدگی بیمتاران قلبی ودیگر مسائل که همگی منجر مرگ وفوت افراد  شده است اتفاق افتاده وتامنون قریب به ۳۰ تا ۴۰نفر ازمردم جان خود راازدست داده ان اما کسی گوشش بدهکار نبود وحتی شرکت اب ونیرو از انجام مسئولیت های خود سر باز می زد
حادثه اخیر چون به صورت دست جمعی بود مورد توجه رسانه ها قرار گرفت وگرنه   مشکلات نبود پل وجاده بیش ازاین تلفات داشته است که مورد توجه قرار نگرفته است
چرا باید این سد ومنبع عظیم آن دراستفاده دیگرتان باشد ومردم محروم وستمدیده وهمیشه درصحنه ایذه ازا ان محروم باشند

احضار مسعود باستانی به زندان پس از تنها دو هفته مرخصی

خبرگزاری هرانا - مسعود باستانی، روزنامه‌نگار زندانی پس از تنها دو هفته مرخصی، به زندان احضار شد.
به گزارش وبگاه مسعود باستانی، دادستانی تهران این روزنامه نگار را مجدداً برای ادامهٔ دوران محکومیت شش ساله‌اش به زندان فراخواند و وی باید از روز شنبه ۲۶ مرداد برای طی ادامهٔ دوران محکومیت‌اش به زندان رجایی شهر کرج بازگردد.
این احضار به طور شفاهی و هنگام تمدید مرخصی همسرش، مهسا امرآبادی به وی ابلاغ شد و دادستانی گفت که: یا مسعود باستانی باید در مرخصی باشد یا او و مرخصی هر یک را مشروط به ادامه حبس دیگری کرد.
گزارش مذکور می‌افزاید: متاسفانه دادستانی تهران این روند را درمورد زوج‌های روزنامه‌نگار و زندانیان سیاسی دیگر مانند بهمن احمدی امویی و ژیلا بنی یعقوب نیز در پیش گرفته که با توجه به انتخابات ریاست جمهوری گذشته و روی کارآمدن قریب‌الوقوع دولت تدبیر و امید، بسیار سوال برانگیز است.
شایان ذکر است که مسعود باستانی روزنامه‌نگار جوانی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری دور دهم بازداشت و به شش سال حبس محکوم شده است، از روز بیستم تیرماه در مرخصی به سر می‌برد و همسر روزنامه‌نگارش مهسا امرآبادی نیز که در ۲۲ خرداد ۱۳۹۰، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق مصاحبه و گزارش از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه‌ای به یک سال حبس محکوم شد. و هنوز حکم آزادی وی ابلاغ نشده است، در مرخصی مشروط به ادامه زندان همسرش است.