طبق خبری که الان بدست ما رسید؛ (امروز یکشنبه 7 اردیبهشت ماه به زندان شهر ری حمله کردند. هواخوری زندان شهرری رو بستند. چند روزی هست که فروشگاه سیگار نمیاورد. بنابرین سیگار بسته ای 130 هزارتومان شده است. کسانی هم چای خشک را تو روزنامه میپیچند و میکشند. امروز 5 نفر مرد با شوکر و کمربند حمله کردند به بند 1 و 2 که 190 متره و 240 نفر در آن زندانی هستند. افسر جانشین شب مردی به نام "اصغر کولیوند" و سرباز محمد محمدزاده و سرباز تاتار و دو سرباز دیگر با شوکر برقی و باطوم و کمربند به زنها حمله میکنند.افسر نگهبان داخل بند "سیما پورمند" است. کولیوند مثل هیولا کمربندش رو در میاره و چند زن رو به شدت کتک میزند. لطفا اطلاع رسانی کنید. الان هم تلفنها قطع شده تا اطلاع ثانوی و در هواخوریها بسته شده است). در ادامه حمله وحشیانه به زندان اوین اکنون به زندان شهر ری حمله کرده اند. این یک اقدام جنایتکارانه جمهوری اسلامی علیه زندانیان شهر ری و کمپین نجات ریحانه جباری است.
کمپین نجات ریحانه جباری این اقدام ددمنشانه را محکوم میکند و از همگان دعوت میکند بفعالیت خود برای نجات ریحانه جباری بیفزایند. حمله به زندان شهر ری را محکوم کنند. و با عکس العملهای فوری افکار عمومی را مطلع کنند.
نامه فاطمه مطيع قديمي ترين زن زنداني در ايران در مورد ريحانه و خطاب به خانواده مقتول بايد به زندان زنان رفته باشيد تا رنگ و بوي مظلوميت و معصوميت را در چهره اين دخترها ببينيد! « زیر تیغ یعنی هرشب قبل از خواب گرههای طنابی را بشماری که نمیدانی فردا قرار است گلویت را بفشارد یا دوروز بعد. زیر تیغ یعنی سایه سنگین مرگ حتی در خواب هم رهایت نکند یعنی به فردا که فکر میکنی نام خودت را روی سنگ ببینی و تنت مور مور بشود از سردی گوری که دهان گشوده به بلعیدنت».
ریحانه را وقتی شناختم که همین جا ایستاده بودم به انتظار مرگ. زیر تیغ. آرام بود و کمتر میشد حرف زدنش را ببینی. از درگیری و بحث و جدلهای بین زندانیها فرار میکرد و میان آن همه غم و رنج و دلتنگی و اسیری، مهربانی میکرد. نه میخواهم فرشتهای بتراشم از دختری که برای قاتل بودن زیادی کوچک و مهربان بوده و نه به حواشی پرونده کاری دارم وقتی آنقدر حاشیه دارد که از قاضی و بازپرس تا هر دو خانواده خودشان هم معترفند به پیچیدگیهای موضوع.» من، فاطمه مطیع، قدیمیترین زنی که در زندان با ریحانه همبند بودم امروز فقط میخواهم بگویم زیر تیغ بودن چقدر درد دارد. 20 سال از عمرم به انتظار مرگ گذشت؛ انتظاری که برای من در پایان زندگی بود، اما چه فرق می کرد دیگر، وقتی 62 سالگی فرصتی نیست برای آغاز، برای زندگی، برای نفس کشیدن در آغوش مادری که دیگر ندارم. ریحانهای که در زندان به آرامش و متانت و مهربانی میشناختیم خطاکار بود نه مجرمی خطرناک. کداممان میتوانیم ادعا کنیم در 19 سالگی عاقل و بالغ و کاردرست بودهایم؟!»
من شب ها و روزهای پژمردن این ریحان را بین دیوارهای بلند زندان دیدهام. دل سوزاندهام برای جوانی دختری که میتوانست دختر و خواهر هر کداممان باشد. دختری که شبیه خیلی دیگر از دخترها و زنهای پشت میلهها قربانی بود، خطاکار بود اما خطرناک و مجرم و جانی نه. باید به زندان زنان رفته باشید تا رنگ و بوی معصومیت و مظلومیت را در چهره بسیاری از همین دخترها ببینید. قربانی شرایط یا اشتباهات شدن برای هرکسی ممکن است اتفاق بیفتد. 19 ساله هم که باشی خیلی احتمالها بیشتر هم می شود. ریحانه دختر بدی نبود. خلافکار و مخل آرامش و امنیت نبود. آرام و مهربان و غمگین بود. خطایش را پذیرفته بود و بی قراری نمیکرد. همه دوستش داشتیم. آن طرف میلهها هیچ کس از دختر 19 سالهای که مهر قاتل بر پیشانیاش خورده بود نمی ترسید چون مهربانیاش را باور داشتیم. چون بهتر از آدمهای این طرف میدانستیم که فاصله گناهکار و بیگناه یک لحظه است؛ یک اشتباه. یک بیفکری.»
فاطمه مطیع در ادامه نامهاش که از طريق روزنامه اعتماد منتشر شد، با خانواده سربندی ابراز همدردی کرده و نوشته است: «درد و رنجی را که بر شما رفته میشود تصور کرد.
بیست سال زندگی در یک سلول قدرت تخیل و تصور آدم را بالامی برد. یاد میگیری درختها را تصور کنی. بوی بهار را. باران را. شلوغی و همهمه مردم در خیابانها را. یاد میگیری خیلی چیزها را درک کنی بی آنکه تجربه کرده باشی. هرچند درک داغی که از دست دادن پدر و برادر و فرزند بر دل آدم میگذارد چندان هم سخت نیست؛ آن هم در چنین شرایطی و با این همه حاشیه دردناک. اما بیست سال تماشای دنیا از دریچه زندان به من آموخته که حتی مرگ آسانتر است از قفس.
ریحانه هفت سال طلایی زندگیاش را تاوان داده؛ تاوان خطای خودش. بخشیدنش جز آرامش برای دلهای شما چه میتواند داشته باشد؟ یک عمر شک و تردید که اگر بیگناه بالای دار رفته باشد را میتوانید تحمل کنید؟
ریحانه را به خدا واگذار کنید؛ خدایی که من در عمر 62 ساله ام بارها به چشم دیدهام که جای حق نشسته. حق خودتان را به خودش واگذارید و یک عمر در شک زندگی نکنید. ببینید اگر ریحانه هفته قبل تمام میشد حالا رنج شما تمام شده بود؟! آبرو و حرمتی که با خون به دست بیاید درد دارد.
خودش درد است. رنج است. با بخشش ریحانه محق بودن خودتان را نشان میدهید و بیگناهی پدر مرحومتان. شما را به خدا لحظهای از بیرون به ماجرا نگاه کنید. به دختر 19سالهای که حالا 26 ساله است و زیر تیغ هرشب گرههای طناب را میشمارد...»
او بيست سال در زندان جمهوري اسلامي با کابوس اعدام بسر برده. ۴۲ ساله بود که وارد زندان شد و در سن ۶۲ سالگي زندان را ترک کرد. اين حرفهاي يک زن محکوم به اعدام است که اسمش در کتابها ثبت شد، قديمي ترين زنداني زن در ايران. او محق تر از همه امروز فرياد ميزند: بساط اعدام را جمع کنيد !
فاطمه مطيع، يک نام و يک سرگذشت و يک لکه ننگ بر پيشاني حکومت اسلامي است. او را هم گرفتند و بدون توجه به اسناد و مدارک ، بيست سال در زندان زير خطر اعدام نگاه داشتند. او را هم بارها تا پاي چوبه دار بردند، به او هم چنگ و دندان نشان دادند، بيست سال آزگار او را در زندان نگاه داشتند و به هيچ حرف او، وکيلش و آثار جرم و غيره توجه نکردند. اين حکومت جمهوري اسلامي است. برايشان زندگي و مرگ هزاران و ميليونها نفر بي ارزش است. چنان بيرحم و قسي القلب هستند که در تاريخ نمونه هايي اين چنيني کمياب است. يک دستگاه چپاول و رذالت اسلامي، با زهر چشم گرفتن از فاطمه ها و ريحانه ها و ابراهيم ها و فرزاد ها نفس ميکشد. يک دستگاه غارت و بي رحمتي اسلامي که براي تحميل خود بر سر يک جامعه چند ميليوني مدرن و مترقي و انسان دوست فقط با چوبه دار و اعدام ميتواند مردم را بترساند و ساکت کند. و زندانهاي اين حکومت پر است از فاطمه ها، شهلاها ، کبري ها و ريحانه ها براي نجات ريحانه بايد بپا خاست و يکبار براي هميشه به اين حکومت اعلام کرد که نميگذاريم راحت جوانان را بکشيد و فضاي وحشت ايجاد کنيد و بچاپيد و حکومت کنيد. اين اعتراضات و اين جنبش بخشش و اين فريادها، سوت پايان دستگاه جهنمي زندان و شکنجه و اعدام شما است!
قبئا به اطلاع شما رسانديم که روز شنبه، روز سرنوشت سازي براي ريحانه خواهد بود. اکنون خبر رسيده که روز شنبه نماينده خانواده مقتول که فرزند ايشان يعني جلال سربندي است، از حضور در اين جلسه امتناع کرده و در حاليکه نمايندگان خانواده ريحانه و از جمله پسرش در اين نشست حاضر بودند، کسي از خانواده مقتول در اين نشست حضور نيافت و جلسه بدون نتيجه پايان يافت.
از ايران خبر ميرسد که تعدادي از هنرمندان و دوستان ريحانه و همچنين کسانيکه در جريان اين کمپين قرار گرفته و از ريحانه دفاع ميکنند، ميخواهند اقداماتي را در روزهاي آتي در جهت تعيين تکليف ريحانه و اعلام لغو حکم اعدام او در پيش بگيرند.
ما در خارج از کشور ، به اعتراضات و اقدامات خود ادامه داده و سعي خواهيم کرد کاري بکنيم که در نهايت حکومت اسلامي ايران اعلا کند که حکم اعدام ريحانه را لغو ميکند.
کمپين نجات ريحانه يکي از مهمترين چالش ها با حکومت اسلامي بر سر مسئله قتل عمد دولتي است. اين کمپين توجه و سمپاتي عظيمي در دنيا جلب کرده است.
ژاپن از ريحانه دفاع ميکند!
حمایت رئیس اتحادیه آزاد کارگران ژاپن و تنی چند از اعضای این اتحادیه از کمپین نجات ریحانه جباری
در اطلاعيه اي که کميته همبستگي بين المللي کارگري – ايران روز شنبه منتشر کرد چنين اعلام شده است: بدنبال تلاش جمال صابری از همکاران کمیته همبستگی بین المللی کارگری- ایران در ژاپن، موتو آکی یاماگوچی رئیس اتحادیه آزاد کارگران ژاپن به همراه تنی چند از اعضای این اتحادیه، آزاد کارگران ژاپن در تاریخ ٥ آپریل ٢٠١٤طی پیامی کوتاه حمایت خود را از کمپین بین المللی نجات ریحانه جباری اعلام داشته و خواستار لغو این حکم شدند. متن این بیانیه را در زیر میخوانید: خطاب به حسن روحانی رئیس جمهور ایران و مقامات قضایی ایران من به عنوان دبیر اتحادیه آزاد کارگران ژاپن(FURITA ROSO)همراه با تنی چند از همکاران خود اعلام میکنیم که ما کارگران حکم اعدام علیه ریحانه جباری را محکوم میکنیم و حمایت و پشتیبانی خود را از کمپین برای نجات جان او، اعلام میکنیم. ما همراه با کمپین جهانی در حمایت از ریحانه خواستار لغو فوری این حکم هستیم. موتو آکی یاماگوچی ٥آپریل ٢٠١۴
در صفحه فيس بوکي شهناز مرتب يکي از سازمان دهندگان کمپين نجات ريحانه در شهر فرانکفورت آمده است: آکسیون امروز برای آزادی ریحانه جباری و علیه اعدام در مرکز شهر فرانکفورت با استقبال زیادی روبرو شد و صدها نفر طومار اعتراضی علیه اعدام ریحانه را امضا کردند
مصاحبه مهوش علاسوندي با راديو پيام در مورد ريحانه جباري
مهوش علاسوندي مادر عبدالله و محمد فتحي که به دست جمهوري جنايت اسلامي اعدام شدند، و مسئول نهاد مادران عليه اعدام يکي از فعالترين چهر ه ها در کمپين دفاع از ريحانه جباري است. ايشان در يک گفتگو با راديو پيام فراخوان حمايت بيشتر از اين کمپين را ميدهند!
تظاهرات اعتراضي در مرکز شهر گوتنبرگ سوئد
روز شنبه همچنين شهر گوتنبرگ سوئد شاهد يک تجمع اعتراضي عليه حکم اعدام ريحانه جباري بود. اين حرکت اعتراضي از سوي سازمانهاي متعدي فراخوان داده شده بود که اميدواريم بزودي گزارش و عکسهايي از اين حرکت منتشر کنيم. يک لينک از اين حرکت از صفحه فيس بوکي حسن صالحي :
اسلو با برگزاري چند تظاهرات جانانه از ريحانه دفاع ميکند. در صفحه فيس بوک صابر رحيمي برخي گزارشات از اين اعتراضات را ميتوان ديد.
دسلدرف آلمان در جلسه سخنراني مينا احدي در اين شهر دسلدرف در مورد مسئله زنان در ايران و موضوع صيغه ، مينا احدي و مهين درويش روحاني در مورد کمپين نجات ريحانه جباري نيز با حاضرين گفتگو کردند. عکس ريحانه و طومار اعتراضي را در بين حاضرين پخش کردند.
امروز يکشنبه شيوا محبوبي د ربرنامه دفاع از زندانيان سياسي دو ساعت برنامه را به موضوع کمپين ريحانه اخصاص داده و قرار است در اين برنامه با فعالين کمپين مصاحبه کند. اطلاعيه اين برنامه:
برنامه زنده تلويزيون در مورد ريحانه جباري برنامه زنده و تلویزیونی کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی روز یکشنبه( 5آپریل) 17فروردین ماه 1393 برگزار خواهد شد. ساعت پخش برنامه به وقت ایران ۹ شب و به وقت اروپای مرکزی 6:۳۰ بعد از ظهر می باشد مدت زمان برنامه ۲ساعت خواهد بود و شما عزیزان در طول برنامه میتوانید از طریق شماره تلفنهای موجود در اینجا و در طول برنامه با ما تماس بگیرید
شمارههای تماس با این برنامه : ۰۰۱۱۲۰۹۷۵۳۴۵۸۰ ۰۰۱۲۰۹۶۷۶۸۸۹۲
ساعت پخش برنامه به وقت ایران ۹ شب و به وقت اروپای مرکزی 6:۳۰ بعد از ظهر می باشد اخبار لحظه به لحظه کمپين را در صفحه فيس بوکي ما دنبال کنيد: من ريحانه جباري هستم