۱۳۹۳ خرداد ۹, جمعه

اعتراض صنفی کارگران معدن بافق یزد وارد دوازدهمین روز متوالی شد


خبرگزاری هرانا - نماینده یزد در مجلس شورای اسلامی گفت: حدود ۵ هزار کارگر معترض معدن سنگ آهن بافق (واقع در استان یزد) در اعتراض به خصوصی سازی این معدن سنگ آهن دست از کار کشیده‌اند.
«محمدصالح جوکار» با اشاره به ورود اعتراض صنفی کارگران معدن بافق به دوازدهمین روز متوالی، در تشریح روند خصوصی سازی این معدن به ایلنا گفت: ۷۱/۵ درصد از سهام معدن سنگ آهن بافق به صندوق بازنشستگی فولاد واگذار شده و شرکت فولاد خوزستان با برنده شدن ۵/ ۲۸ درصد سهام باقیمانده که هنوز به مرحله قرارداد نرسیده است، صاحب باقیمانده سهام این معدن خواهد شد.
وی با اشاره به احتمال تعدیل کارگران معدن سنگ آهن بافق در پی خصوصی سازی این معدن، ادامه داد: شهرستان بافق از شهرستان‌های بسیار محروم بوده و تنها راه ارتزاق مردم این شهرستان از راه استخراج معدن است، بنابراین اگر این معدن خصوصی‌سازی شود، با خیل بیکاران روبه‌رو خواهیم شد.
به گفته این نماینده مجلس نهم، کارگران معترض با توجه به اتمام ذخائر معدن سنگ آهن بافق در آینده، خواستار فروش سهام این معدن به خود هستند.
نماینده یزد در مجلس شورای اسلامی در خصوص پیگیری‌های به‌ عمل آمده خاطر نشان کرد: وزیر کار مکاتباتی با مسئولان استان داشته‌ که هنوز صورتجلسه نشده و با سفر وی به استان مسائل دنبال خواهد شد.
گفتنی است یکی از کارگران معدن سنگ آهن بافق به ایلنا گفت: نزدیک به ۵ هزار کارگر معدن سنگ آهن بافق از یکشنبه هفته گذشته (۲۸ اردیبهشت) در اعتراض به خصوصی سازی این معدن دست از کار کشیده‌اند.
وی تاکید کرد: کارگران معدن سنگ آهن بافق از احتمال تعدیل نیروی کار و کاهش دستمزد و مزایا در پی خصوصی سازی این معدن نگران‌اند و می‌خواهند باقیمانده سهام این شرکت معدنی به آنان فروخته شود.

۱۳۹۳ خرداد ۸, پنجشنبه

هویت فاشیستی جمهوری اسلامی


رژیم و هویت ملی ایرانیان
جمهوری اسلامی شاید تنها رژیمی در تاریخ جهان است که مانند بسیاری از رژیمهای اشغالگر وجه اصلی هویت ملی مردم ایران یعنی ایرانی بودن را نسبت به وجه دیگری از هویت ایرانیان یعنی هویت دینی آنان خوار و خفیف و در مواردی با برنامه سرکوب میکند. کافیست رویکرد رژیم را نسبت به چهار شنبه سوری، نوروز، سیزده بدر و سایر اعیاد و سنتهای غیر مذهبی مد نظر قرار دهیم. احمدی نژاد در زمان تشدید اختلافات خود با آخوندهای حاکم مدتی سعی کرد با تأکید فرصت طلبانه بر هویت ملی ایرانیان مردم را به حمایت از خود بر انگیزد.

ولایت و جمهوریت
در ساختار جمهوری اسلامی تضاد میان حکومت و دولت و یا تضاد میان ولایت و جمهوریت یک مشکل استثنائی است که با سایر رژیمها تفاوت دارد. واقعیت اینستکه در بسیاری از حکومتها جناحهائی از سرمایه داری و یا نظامیان چه بصورت مستقیم و چه غیر مستقیم در قوای مجریه، مقننه و قضائیه اعمال نفوذ میکنند. در ایران اما کانون اصلی قدرت از همان ابتدای ظهور جمهوری اسلامی در یک دوگانگی عجیب با دولت قرار داشته است. از یک طرف ولایت فقیه رئیس جمهور، نمایندگان مجلس و کادرهای اصلی رژیم را از فیلتر های مختلف از جمله نظارت استصوابی شورای نگهبان رد میکند، و از طرف دیگر، بمحض سر کار آمدن دولت و مواجهه با واقعیتهای داخلی و بین المللی، در تضاد و کشمکش دائمی با آن قرار میگیرد. در این زمینه مقاله آقای گنج بخش  آموزنده است: "تز‌ اصلی‌ این نوشته استثنایی بودن سیستم جمهوری اسلامی است. به این معنا که شبیه آن در جایی‌ دیده نشده است و فرایند‌های درون آن از مدل‌های کلاسیک تجربه شده پیروی نمیکند. ما با فرایند‌های پیچیده در سیستمی در هم تنیده غیر انطباقی روبرو هستیم. چنین سیستم‌های پیچیده ای در تعادل به سر نمیبرند یعنی از یک نظم معینی پیروی نمیکنند، زیرا حاصل همزیستی ‌نظم‌هایی‌ هستند که در تعارض دائمی با یکدیگرند (دشواری در پیش دیدن رفتارها از همین ناشی می شود). در چنین حالتی کارکرد یک نظم برای نظم دیگر بی‌نظمی می آفریند. جمهوری اسلامی در شمار این سیستم هاست . از اینرو رژیم سیاسی جمهوری اسلامی را در تداخل دو نظم میتوان بازشناخت. این دو نظم، نظم جمهوریت و نظم ولایت هستند که هر کدام ساختار و کارکرد ویژه‌‌ خود را در سه عرصه کشورمندی، حکومت مندی و شهروندی دارند. اصلاح جمهوری اسلامی با حفظ ولایت فقیه، توهم کسانی است که فکر میکنند این دو نظم میتوانند با یکدیگر به همزیستی و تعادلی پایدار برسند‌." (1) شایان ذکر است که بسیاری از آخوندهای درون حاکمیت اصولاً جنبه جمهوریت نظام یعنی رأی و نظر مردم را قبول ندارند و بمردم بمثابه گله گوسفند نگاه میکنند. در عین حال دستگاه خلیفه گری ولی فقیه از رئیس جمهور و دولت بعنوان سپر بلا استفاده میکند. بدین معنی که کلیه شکستها در سیاست خارجی و داخلی از طرف طرفداران ولایت فقیه به پای دولت بی اختیار نوشته میشود. در چنین شرایطی که دستگاه ولایت از سایه خود نیز میترسد، پیدایش باند ها و کانونهای موازی نظامی- امنیتی غیر قابل اجتناب است.

حکومت قانون
حاکمیت جمهوری اسلامی اساساً به هیچ قانونی حتی قوانین خود ساخته از جمله قانون اساسی خود پایبند نیست. بعنوان مثال آن بخش از قانون اساسی رژیم که به حقوق مردم اشاره دارد، تماماً نادیده گرفته میشود. تنها در مواردی که از قوانین میتوان در جهت اعمال و تحکیم سلطه رژیم بهره برد، قضات مزدور از این قوانین بصورت انتخابی استفاده میکنند. این حکومت که خود را دینی، تابع قوانین اسلام و نماینده الله روی زمین میداند، آنجا که پای "حفظ نظام" یعنی حاکمیت آخوندها در میان می آید، بنا به توصیه خود شخص خمینی، به قوانین اسلام نیز پایبند نیست. قوه قضائیه رژیم، بگفته خانم شیرین عبادی، ابزار سرکوب در دست کانونهای امنیتی است. رژیم جمهوری اسلامی به قوانین بین المللی که خود آنرا تأیید و یا امضاء کرده است نیز پایبند نیست. بعنوان مثال میتوان به گروگان گیری دیپلماتهای آمریکائی، فتوای قتل سلمان رشدی، ترور مخالفان در خارج کشور، اقدام به ساخت بمب هسته ای و اعزام عمال و تروریستهای خود به کشورهای منطقه و جهان (سوریه، لبنان، عراق، آرژانتین ....) اشاره کرد.

حکومت نابهنگام
جمهوری اسلامی یک حکومت نابهنگام است. بدین معنی که رژیمی با تفکر و اندیشه های قرون وسطائی در کشوری مانند ایران که انقلاب مشروطه را پشت سر گذاشته و بیش از نیم قرن حد اقل در جامعه شهری جوانبی از مدرنیته و آزادیهای فردی و اجتماعی (و نه سیاسی) را تجربه کرده بود، ناگهان همه آزادیها و از جمله آزادی نوع پوشش، موسیقی، سینما و بعداً اینترنت را از مردم سلب کرد. این رژیم تمامیت خواه حتی اجازه نمیدهد مردم نام دلخواه برای فرزندان خود انتخاب کنند. این رژیم سعی میکند در تمام ارکان زندگی خصوصی مردم دخالت کند. همین دیروز آخوند محمد حسین مصباح یزدی بخود جرأت داد که علناً اعلام کند که "با آزادی باید مقابله کرد." سوای باندهائی مانند طالبان در افغانستان و یا آدمکشان و آدم ربایانی مانند گروه بوکو حرام در آفریقا، آیا در کدام گوشه جهان زمامداران اینگونه سخن میگویند!؟

رژیم تبعیض
رزیم جمهوری اسلامی در زمینه اعمال تبعیض های رنگارنگ و چند لایه بر مردم خود در دنیا کم نظیر است. آقای باقرزاده در مقاله ای مهم از لایه های تبعیض های گوناگون در ایران پرده برداشته است. وی مینویسد: 

"اکنون ببینیم عوامل فوق چه تأثیری در دسته‌بندی شهروندان ایرانی دارد و جایگاه هر ایرانی به لحاظ درجه شهروندی او کجا است. ابتدا به درجه‌بندی شهروندان به اساس تعلق آنان به گروه‌های مختلف اجتماعی که تفاوت حقوقی آنان در قانون اساسی و یا قوانین موضوعه مشخص شده می‌پردازیم. در قانون اساسی جمهوری اسلامی، پنج تمایز حقوقی برای شهروندان به چشم می‌خورد که عبارتند از:
۱. روحانی و غیر روحانی (اصول ۵، ۱۰۷ تا ۱۱۲، ۱۶۲ و ...)
۲. شیعه و سنی (ترکیب دو اصل ۱۲ و ۱۱۵)
۳. مرد و زن (سکوت اصل ۱۹ در مورد تفاوت جنسیت، همراه با خیل عظیم قوانین موضوعه در باره تفاوت‌های حقوقی زن و مرد، از آزادی پوشش گرفته تا نابرابری‌ها در ازدواج و دیه و ارث و شهادت و غیر آن‌ها)
۴. مسلمان و نامسلمان (سکوت اصل ۱۹ در مورد تفاوت مذهبی، اصول یاد شده در موارد ۱ و ۲ بالا به اضافه اصول ۴ و ۱۰ و قوانین موضوعه در باره ازدواج و دیه و ارث و مانند این‌ها)
۵. اهل کتاب و غیر اهل کتاب (اصل ۱۳ و قوانین و سیاست‌های خشن در مورد بهاییان)
از موارد مربوط به درجه‌بندی شهروندان بر اساس جرم‌شناسی هویت یا رفتار خصوصی آنان و یا سرکوب و برخورد امنیتی حکومت با آنان نیز، می‌توان دست کم از چهار ملاک ممیزه نام برد:
۶. فارس زبان و غیر فارس زبان (تعلق قومی)
۷. دین‌باور و بی‌دین
۸. ناهم‌جنس‌گرا و هم‌جنس‌گرا
۹. عامل به قوانین شرعی مربوط به حریم خصوصی و ناعامل به آن
مورد اول (شماره ۶) به سیاست‌های سازمان یافته و مستمر حکومتی در مورد اقوام و شهروندان غیر فارس‌زبان مربوط می‌شود که عملا آنان را برای سالیانی دراز از حقوق و امکانات معادل شهروندان فارسی‌زبان محروم کرده است. سه مورد دیگر، از جرم‌شناسی عقاید، خصوصیات هویتی (دگرباشی) یا رفتاری مربوط به حریم خصوصی افراد ناشی می‌شود. بسیاری از قوانین موضوعه، شهروندانی را که دارای خصوصیات عقیدتی، هویتی یا رفتاری دگرگونه باشند به درجات مختلف از یک سلسله حقوق و آزادی‌ها محروم می‌کنند. مثلا در مورد تفاوت آخر، در قوانین موضوعه جمهوری اسلامی، رابطه عشقی خارج از ازدواج جرمی بزرگ تلقی شده و مرتکبان آن ممکن است به مرگ محکوم شوند."(2)

رژیم غیر پاسخگو و مسئولیت ناپذیر
رژیم جمهوری اسلامی از نقطه نظر مسئولیت ناپذیری، عدم پاسخگوئی به مردم و تحقیر و دهن کجی به آنها در دنیا بینظیر است. اشاره به چند مورد شایان توجه است:
آیا رژیم در مورد جزئیات قرداد اسارتبار الجزایر در پایان بحران گروگانگیری به مردم ایران هیچ گونه توضیحی داد!؟ 
آیا رژیم در مورد ادامه جنگ با عراق و سپس نوشیدن "جام زهر" علیرغم 8 سال شعار "جنگ جنگ تا پیروزی"، و یا "راه قدس از کربلاست" هیچ گونه توضیحی داد!؟

هم اکنون آیا رژیم تا چه حد در مورد عقب نشینی های خود ("نرمش قهرمانانه") در مذاکرات هسته ای بمردم ایران توضیح داده است!؟

در مورد فساد و چپاول نجومی آخوندها، آقازاده ها، پاسدارها و فکلی های مزدور چه توضیحی بمردم داده شده است!؟

آیا تا کنون رژیم از قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 رژیم کلامی بر زبان آورده است!؟ سپردن وزارت دادگستری کابینه آقای روحانی به مصطفی پورمحمدی یکی از عاملان این قتل  عام چه معنی دارد!؟ 

در جریان حمله اخیر نیروهای نظامی- امنیتی به بند 350 اوین و سپس ارتقاء مقام رئیس زندان چه توضیحی به مردم داده شد!؟

در جریان حمله به کوی دانشگاه در سال 78 چه عقوبتی شامل حال مهاجمین گردید!؟

ضاربان و قاتلان سعید حجاریان، ندا آقاسلطان و هزاران شهروند دیگر ایرانی اکنون کجا هستند!؟

عقوبت متجاوزین به دختران و پسران در زندانهای ایران و از جمله کهریزک چه بوده است!؟

نفت
جامعه ایران بعنوان یک کشور با موقعیت جغرافیائی بسیار مهم در عین حال دارای ذخائر و ثروت غظیم نفت و گاز نیز میباشد. دستیابی آخوندهای مرتجع بر این ثروت افسانه ای (800 میلیارد دلار در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد) یک واقعیت کم نظیر بحساب می آید. در این زمینه شاید رژیم مرتجع عربستان سعودی با رژیم جمهوری اسلامی پهلو میزند. رژیم توانسته است از این ثروت عظیم برای تطمیع دول خارجی، خرید تکنولوژی سرکوبگرانه مدرن و مزدور کردن عوامل داخلی و خارجی در جهت تثبیت سلطه خود بنحو احسن استفاده کند. طرفه اینکه در کشوری با چنین ثروت طبیعی و انسانی، در صد بزرگی از مردم در فقر و فلاکت بسر میبرند، و روز به روز اوضاع آنها بدتر میشود.

نتیجه
راه نجات از شر رژیمی با مشخصات فوق البته آسان نیست. تا کنون علیرغم تلاشها و قربانیهای زیاد در عرض این 35 سال گذشته، رژیم و طرفداران آن موفق شده اند تا به امر اجماع جامعه در مورد تغییر رژیم و یا حتی لزوم مبارزه مسالمت آمیز با آن خدشه وارد کنند. آخرین مورد آن پشت کردن بسیاری از اصلاح طلبان حکومتی به دست آوردهای جنبش سبز است. نجات جامعه زمانی میسر خواهد شد که در صد قابل توجهی از مردم در مورد ماهیت واقعی جمهوری اسلامی و لزوم تغییر آن به تفاهم برسند و در یک جنبش ملی به اشکال گوناگون و در سطوح مختلف با آن مبارزه کنند.

نه به حکومت اعدامی جمهوری اسلامی


همزمان با اعلام نگرانی نهاد های مدافع حقوق بشر و افزایش مجازات اعدام در حکومت اعدامی ایران ما همه روزه شاهد اجرای حکم اعدام در زندانها و در ملا عام در ایران هستیم.در واقع حکومت اسلامی اعدامی ایران با اقدام وحشیانه اعدام زندانیان بی دفاع نشان میدهد که جز ترور و سرکوب و شکنجه و اعدام و فساد هنر دیگری ندارند.بیش از سه دهه است که دستگاه رعب و وحشت قضایی و اجرایی و نظامی حکومت اسلامی هر مخالفی را دستگیر و زندانی می کند برای او پروند ه های کاذب می سازد و حتی در زیر فشار و شکنجه زندانی راوادار می کند به کاری که انجام نداده اقرار کند و اتهاماتی که دستگاه قضایی جنایت کار حکومت اسلامی ایران به زندانی سیاسی می زند وجهه قضایی نداردوجامعه ما سی و پنج سال است که شاهد چپاول و ترور و جنایت و کشتارو قتل و تجاوز و شکنجه و اعدام میباشد و اکنون که این حکومت جانی در باتلاق بحران های سیاسی و اقتصادی فرو رفته و از نظر سیاست خارجی جام زهر را نوشید و از نظر سیاست داخلی هم به دستگیر یها و بازی افراد خود جهت انحراف افکار عمومی روی آورده است از این جهت حکومت تنها با روی آوردن به ابزار سرکوب وکشتار به فکر بقائ خویش است. و حقیقت اینست که جمهوری اسلامی ایران در مقابل فقر و فلاکت غیر قابل تصوریکه به مردم ایران تحمیل کرده حکومتی که دریای خشم و انزجار مردم علیه خود را میشناسد از ترس اعتراضات گسترده اجتماعی از ترس سرنگون شدن توسط مردم معترض خون میریزد و با انجام اعدامهای  گسترده تر در این روز ها میخواهد پنچه های خونین خود را به همه مردم نشان دهد حکومت اسلامی در سی و پنج گذشته همواره جنایت پشت جنایت آفریده است تا حکومت خود را سر پا نگاه دارد اما اکنون به آخر خط رسیده است و راهی جز فروپاشی ندارد _درود بر دموکراسی و دور باد استبدادو دیکتاتوری_خاطره لطفی

امسال هم صدای اعتراض کارگران ایران در سازمان جهانی کار طنین انداخت


امسال نیز همانند سالهای گذشته هیاتی از سوی حزب کمونیست کارگری ایران و کمیته هبستگی بین المللی کارگری- ایران در یکی از سالن های کنفرانس سالانه سازمان جهانی کار (آی ال او) حضور یافت و به حضور جمهوری اسلامی در این اجلاس و زندانی کردن فعالین کارگری در ایران اعتراض کرد.
روز ۲۸ ماه مه در اولین روز این اجلاس هیئتی مرکب از نسان نودینیان، سیامک زارع، جمیله میرکی، ناصر کشکولی و پاسکال دکامپ عازم ژنو شدند تا صدای اعتراض کارگران و مردم ایران در سازمان جهانی کار را منعکس کنند. برگزار کنندگان این کنفرانس که سابقه حضور اعتراضی هر ساله ما را دارند، با شدت دادن به تمهیدات امنیتی خود، سعی کردند مانع حضور ما در کنفرانس شوند. علیرغم همه این تلاشها نسان نودینیان و سیامک زارع خود را به درون سالن کنفرانس رساندند و با شعارها و صحبت ها و پلاکاردهای خود به افشای جمهوری اسلامی پرداختند و علیه زندانی کردن رهبران کارگری و به حضور مزدوران جمهوری اسلامی در کنفرانس اعتراض کردند.
ساعت دو بعدازظهر بیش از صد نفر از نمایندگان سازمان جهانی کار در محل تجمع ورود به سالن اجلاس آسیائی کنفرانس متوجه شعاردادن و پلاکاردهائی شدند که در دست نسان نودینیان بود. شعارهای نسان نودینیان علیه حضور جنایتکاران جمهوری اسلامی در سازمان جهانی کار و در حالیکه عکس جعفر عظیم زاده از رهبران کارگری را در دست داشت توجه نمایندگان را به خود جلب کرد. با صحبتهای نسان نودینیان سکوت بر نمایندگان حاکم شد و با دیدن عکس یکی از رهبران کارگری زندانی همبستگی شان را نشان دادند. او از حضار در سالن خواست که از کارگران زندانی و مبارزات کارگران در ایران حمایت کنند. او توضیح داد که جمهوری اسلامی رهبران واقعی کارگران را زندانی کرده و اینها که در اینجا حضور دارند از سرکوبگران کارگران و مردم هستند. از جعفر عظیم زاده بعنوان رهبر اتحادیه آزاد کارگران ایران و سازمانده طومار اعتراضی ٤٠ هزار کارگر بر سر خواست افزایش دستمزدها و اینکه جمهوری اسلامی او را در انفرادی اوین زندانی کرده و برای انحلال اتحادیه آزاد کارگران ایران تحت فشار گذاشته است، صحبت کرد و خواهان حمایت بین المللی از وی و همه کارگران زندانی شد. بعد از این سخنان در حالیکه نسان نودینیان پلاکاردی که روی آن نوشته شده بود جمهوری اسلامی باید از سازمان جهانی کار اخراج شود را بلند کرده بود، مامورین امنیتی آی ال او او را از سالن بیرون بردند. عکس هائی که سیامک زارع از این صحنه ها تهیه کرده است ضمیمه است و فیلم این اعتراض نیز بزودی پخش میشود.
در این حرکت اعتراضی اطلاعیه های کمیته همبستگی درمورد وضعیت تک تک کارگران زندانی و قطعنامه کمیته همبستگی بین المللی کارگری که بر چهار خواست مهم آزادی فوری کارگران زندانی، حمایت از مبارزات کارگران و مردم ایران٬ اخراج رژیم اسلامی از سازمان جهانی کار و بایکوت سیاسی جمهوری اسلامی در سطح بین المللی تاکید داشت، در میان تعداد زیادی از شرکت کنندگان حاضر در سالن های مختلف اجلاس پخش شد. این قطعنامه و اطلاعیه همزمان در خارج از محوطه بیرونی کنفرانس توسط پاسکال دکامپ، جمیله میرکی و ناصر کشکولی در میان تعداد زیادی از نمایندگان و کسانی که برای شرکت به کنفرانس آمده بودند، توزیع گردید.
بدین ترتیب امسال نیز ما اجازه ندادیم مزدوران خانه کارگر جمهوری اسلامی بدون اعتراض و افشاگری ما در کنفرانس ظاهر شوند. جمهوری اسلامی باید از سازمان جهانی کار و همه نهادهای بین المللی اخراج شود و سران این حکومت به جرم سرکوب اعتراضات بحق کارگران٬ به جرم زندانی کردن رهبران کارگری و‌ به جرم محروم کردن کارگران و اکثر قریب به اتفاق مردم از ساده ترین حقوق خود٬ در دادگاه های علنی به محاکمه کشیده شوند.
حزب کمونیست کارگری ایران
٢٨ مه ٢٠١٤
ضمیمه: چند 

روز جهانی بهداشت قاعدگی زنان


period-29 56167
۲۸ می‌ امسال برای نخستین بار روز جهانی «بهداشت قاعدگی زنان» نامگذاری شده است.
قاعدگی اتفاقی معمول برای دختران و زنان است اما صحبت کردن درباره آن در فرهنگ ما «تابو» به حساب می‌آید. هاله‌ای از باورهای سنتی و مذهبی اشتباه دور آن را پوشانده که امکان پرداختن به این موضوع و تلاش برای افزایش بهداشت جسمی و روانی دختران را در این دوره محدود می‌کند. دسترسی آسان به سرویس‌های بهداشتی تمیز و نوار بهداشتی از جمله حقوق دختران برای جلوگیری از عواقب عدم رعایت بهداشت در دوران پریود است.
در فرهنگ مذهبی ایران، باور‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه دختری که پریود است نباید وارد مکانی مذهبی شود چرا که محیط را آلوده می‌کند. باوری زبان به زبان می‌چرخد که دختران در این دوره نباید در مکان‌های مقدس حضور داشته باشند؛ این دختران غالبا «نجس» خوانده می‌شوند. فروش نوار بهداشتی در «پلاستیک‌های سیاه» یا پنهان کردن آن‌ها نیز امری مرسوم است که حس «گناه یا شرم» را در دختران از سنین پایین تقویت می‌کند. بیشتر دختران شرم بسیاری مخصوصا در سنین نوجوانی برای صحبت کردن و سخن گفتن از این موضوع و یا حتی به زبان آوردن دردهای قاعدگی یا ناراحتی‌های روانی مربوط به تغییر هرمون‌ها دارند.
اما خوب است بدانید این تنها مشکل زنان ایرانی نیست چرا که تابوهایی از این دست در بسیاری از فرهنگ‌ها نیز وجود دارد از جمله اینکه زن قاعده نباید حمام کند چرا که بیمار می‌شود؛ این افسانه‌ای شایع است که در بسیاری از کشورهای افریقایی و آسیایی رواج دارد. سازمان یونیسف اعلام کرده است که در آفریقا از هر ده دختر، یک نفر طی دوران قاعدگی از مدرسه غیبت می‌کند و حتی در سال‌های بالا‌تر به ترک تحصیل این دختران نیز منجر می‌شود. در برخی از کشور‌ها نیز دختران جایی برای عوض کردن نوار بهداشتی و دسترسی به سرویس بهداشتی مناسب و تمیز در مدرسه ندارند. ترس از خونریزی یا لکه دار شدن لباس نیز یکی از موانع حضور دختران در کلاس‌های درس یا فضاهای عمومی است.
آیا شما دختران نیز تجاربی از این دست دارید؟
توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران

غلامرضا خسروی سوادجانی به زندان رجایی شهر منتقل شد


خبرگزاری هرانا – غلامرضا خسروی سوادجانی که از صبح چهارشنبه به نقطه نامعلومی منتقل شده بود، هم‌اکنون در قرنطینه زندان رجایی شهر کرج بسر می‌برد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ساعت ۱۱ صبح روز چهارشنبه ۷ خرداد ماه غلامرضا خسروی سوادجانی به بهانه صحبت با معاون قضایی زندان (حمیدی) از بند ۳۵۰ خارج شد.
به گفته زندانیان وی از آنجا به اجرای احکام زندان اوین منتقل شد و همین موضوع نگرانی‌ها را از خطر اعدام بدون اطلاع قبلی وی افزایش داد.
طبق آخرین گزارشات این زندانی سیاسی هم‌اکنون در قرنطینه زندان رجایی شهر کرج است ولی از آنجا که حکم اعدام وی در دیوان عالی کشور به تایید رسیده است همچنان خطر اجرای حکم وی طی روزهای آینده در زندان مزبور وجود دارد.
آقای خسروی از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ است که سال ۸۶ در کرمان بازداشت و به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران به ۳ سال حبس تعزیری و ۳ سال حبس تعلیقی محکوم شده بود اما در حین سپری کردن این محکومیت، در یک فرایند غیرقانونی پرونده‌اش مجدداً به جریان افتاد و به اتهام محاربه، به اعدام محکوم شد. این حکم از سوی دیوان عالی کشور تایید شده است.

انتقال یک زندانی بهایی به بند زندانیان خطرناک


خبرگزاری هرانا – شهرام چینیان میاندوآب زندانی بهایی زندان رجایی شهرکرج به بند زندانیان خطرناک منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شهرام چینیان میاندوآب شهروند بهایی زندانی در زندان رجایی شهر کرج طی روز جاری از سالن ۱۲ این زندان که به زندانیان سیاسی و عقیدتی اختصاص دارد به بند ۱ که به جرایم خطر ناک همچون قتل، تجاوز به عنف و سرقت مسلحانه اختصاص دارد منتقل شد.
یک منبع مطلع در این خصوص به گزارشگر هرانا گفت: «وی بدلیل نوشتن نامه به دفتر بیت رهبری (آیت الله خامنه‌ای) و ارسال آن از طریق سیستم اداری زندان به بند ۱ تبعید شد.»
پیش از این آقای چینیان در اسفند ۱۳۸۷ دستگیر و در ۱۲ اسفند ۱۳۸۸ با ارائۀ جواز کسب به عنوان وثیقه آزاد شد. وی در این مدت تا زمان آزادی‌اش در زندان اوین بازداشت بود.
آقای چینیان در شعبۀ ۲۸ دادگاه انقلاب به ۸ سال زندان محکوم شد، امّا در حالی که حکم او در روند تجدید نظر قرار داشت، در ۲۵ دی ۱۳۹۰ احضار و حین مراجعه دستگیر و در اوین زندانی شد.