۱۳۹۲ مهر ۷, یکشنبه

تجمع اعتراضی ده ها نفر از خانواده های زندانیان

تجمع اعتراضی ده ها نفر از خانواده های زندانیان

بنابه گزارشات رسیده  به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» پس از ساعتها تجمع اعتراضی ده ها نفر از خانواده های زندانیان عقیدتی اهل تسنن که فرزندان آنها در سلولهای انفرادی در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند در مقابل قوه قضاییه،  آوایی طی مذاکره ایی که با خانواده ها داشت به آنها وعده داد که اجرای حکم اعدام موقتا متوقف می شود  و پرونده های آنها بازبینی خواهد شد.
روز یکشنبه ۷ مهر ماه پس از اینکه  ده ها نفر از خانواده های زندانیان عقیدتی اهل تسنن که فرزندان آنها از روز چهارشنبه در سلولهای انفرادی در انتظار اجرای حکم ضدبشری اعدام بسر می برند در مقابل قوه قضاییه تجمع اعتراضی برپا کردند و خواستار لغو حکم اعدام و بازگرداندن عزیزانشان و آزادی بدون قید و شرط آنها شدند. حوالی ظهر به خانواده ها اطلاع داده شد که ۲ نماینده از طرف خانواده ها تعیین شود تا با آوایی از مسئولین قوه قضاییه در مورد وضعیت عزیزانشان با او صحبت کنند.
در پایان صحبتها که مدتی به طول کشید، آوایی به خانواده موارد زیر را قول داد که به سرعت به اجرا در خواهد آورد.
۱ـ به تعویق انداختن اجرای حکم اعدام  به مدت یک ماه عزیزانشان که در سلولهای انفرادی در انتظار اجرای حکم اعدام هستند.
۲ـ بازبینی احکام آنها  در شعبه دیگری از دادگاه انقلاب به غیر از شعبه ۲۸ که توسط فردی  به نام محمد مقیسه  رئیس آن می باشد.
خانواده های زندانیان عقیدتی اهل سنت هنوز نسبت به قولهای آوایی اعتماد ندارند و این فرد حاضر و به نوشتن وعده های خود بر روی کاغذ نیست و این مسئله باعث   نگرانی شدید خانواده ها شده است .

بنابه گزارشات رسیده  به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» صبح امروز ده ها نفر از خانواده های زندانیان عقیدتی اهل تسنن که فرزندان آنها در سلولهای انفرادی در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند در مقابل کاخ دادگستری تجمع کردند.
روز یکشنبه ۷ مهر ماه ده ها نفر از خانواده های زندانیان عقیدتی اهل تسنن که فرزندان آنها از روز چهارشنبه در سلولهای انفرادی در انتظار اجرای حکم ضدبشری اعدام بسر می برند در مقابل کاخ دادگستری در نزدیکی بازار تهران تجمع اعتراضی برپا کردند و خواستار لغو حکم اعدام و بازگرداندن عزیزانشان و آزادی بدون قید و شرط آنها شدند. تا لحظه  تنظیم این خبر هیچکدام از مسئولین ولی فقیه که در دادگستری مشغول پرونده سازی علیه مردم ایران هستند نزد اعتراض کنندگان جهت پاسخگویی نیامده اند . اما خانواده اعلام کردند تا زمانی که به خواسته هایشان نرسند و عزیزان خود را نجات ندهند به اعتراضات خود ادامه خواهند داد.
در بین خانواده هایی که در مقابل کاخ دادگستری تجمع کرده اند  مادران و پدران سالخورده و حتی کودکان می باشند . کودک یکی از زندانیان عقیدتی که در انتظار اجرای حکم اعدام است در میان تجمع کنندگان می باشد.
لازم به یادآوری است روز چهارشنبه زندانیان عقیدتی اهل تسنن حامد احمدی و صدیق محمدی با فریب از بند خارج و برای اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل شدند. متعاقب آن ۴ زندانی دیگر عقیدتی اهل تسنن که ۲ نفر از آنها برادر هستند به نام های جمشید و جهانگیر دهقانی که در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند همراه با  ۲ زندانی دیگر که نسبت به انتقال دوستانشان به سلول انفرادی اعتراض کرده بودند موردضرب و شتم قرار گرفته و به سلولهای انفرادی منتقل شدند . هر ۶ نفر آنها از زمان انتقال به سلولهای انفرادی دست به اعتصاب غذا زده اند .
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،از خواسته های به حق خانواده های زندانیان عقیدتی اهل سنت حمایت می کند و  برای نجات جان ۴ تن از  جوانان اهل سنت که در سلولهای انفرادی در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند فراخوان داده واز کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد برای نجات جان این ۴ زندانی عقیدتی خواستار اقدامات فوری است .
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

اینها ارقام و اعداد نیستند زندگیهایی است که با سبعیت کامل پایان یافت 218 اعدام در دوره ریاست جمهوری روحانی جنایتکار

اينها ارقام و اعداد نيستند٬ زندگيهايي است که با سبعيت کامل٬ پايان يافت! ۲۱۸ اعدام در دوره رياست جمهوري روحاني جنايتکار!

کميته بين المللي عليه اعدام قبلا در يک گزارش آماري اعلام کرد که در فاصله اعلام روحاني بعنوان رييس جمهور تا اواسط جولاي ۱۰۲ نفر در ايران اعدام شدند. اين روند خونين در ماه اوت و سپتامبر با شدت و حدت بيشتر ادامه يافت و آمارجنايت و قتل عمد دولتي هر روز بالا و بالاتر ميرود. اکنون حکومت اسلامي ايران در صدر جدول اعدامها در دنيا است. اينرا حتي کاترين اشتون نيز اذعان ميکند. حداقل ۲۱۸ اعدام در دوره رياست جمهوري روحاني طرفدار" اعتدال" را در تاريخ ثبت کنيد! اين جناب ميگويد ٬ خواهان خالي شدن زندانها است و ظاهرا ميخواهد با لبخندي کذايي بر لب٬ با قتل عام زندانيان٬ زندانها را خالي کند!

ما در اينجا براي اينکه ٬ شما خواننده اين مطلب٬ تصويري از اين جنايات پيدا کنيد٬ بخشي از اين آمار را آورده ايم. ببينيد٬ که در همه جاي ايران٬ در همه زندانها ٬ اعدام کرده اند و ببينيد که با چه سبعيتي جوانان ۱۸ ساله٬ زنان و مردان را به بهانه هاي واهي کشتند و جالب اينست که با لبخند روحاني و عوامفريبي هاي دولت جديد٬ دهان خيليها را بستند. از عفو بين الملل گرفته تا کاترين اشتون و از شيرين عبادي تا دوستان نزديکش و از جمله کمپين بين المللي حقوق بشر ايران که تمام درد و مشکلشان رفع حصر از موسوي و کروبي است و شاخص رعايت حقوق بشر در ايران را رفع حصر از اين چهره هاي سازنده حکومت اسلامي و معماران همين جهنم و دستگاه جنايت و سرکوب ميدانند و در مقابل اين همه جنايت لام تا کام حرفي نميزنند و براي روحاني رييس جمهور محبوب اشان پيشنهاد يک " نقشه راه حقوق بشري" نيز دارند!!
http://persian.iranhumanrights.org/1392/05/introduction
آري اين ها که در اينجا مي بينيد عدد و رقم نيست. زندگيهايي است که بر باد رفت و سرگذشت تک تک اين افراد٬ افشا گر سيستم و نظامي است فاشيستي در ايران که با جنايت سرپا مانده است.

اين آمار را ببينيد و لحظه اي خانواده هاي اين افراد و اعدام شدگان را در نظر مجسم کرده و از شيرين عبادي برنده جايزه نوبل بپرسيد٬ چرا سکوت کرده است؟ آيا اگر موسوي و کروبي در خطر قرار بگيرند اين جماعت دوم خردادي و اصلاح طلبان هميشه مدافع نظام اسلامي٬ همچنان لال و کر ميماندند؟

آمار سخن ميگويند!
اروميه- اعدام ۵ مرد و ٣ زن چهارشنبه ٣ مهر ماه
رجايي شهر کرج – ۶ نفر – پنج شنبه ۴ مهر ماه ۵ مرد و ۱ زن
اروميه – ٣ نفر – چهارشنبه ٣ مهر ماه
وکيل آباد مشهد - ۱ نفر
کرمان – ۴ نفر – سه شنبه ۲ مهر ماه
دو شنبه – ۱ مهر ماه – کارون اعدام نوجوان ۱۸ ساله که از ۱۴ سالگي زندان بود
يکشنبه ٣۱ شهريور ماه تجمع مردم مقابل مجلس در اعتراض به اعدامها
قزوين- اعدام يک نفر
رجايي شهر – اعدام يک نفر ۲۱ شهريور ماه پنجشنبه
داراب- اعدام يک نفر در ملا عام پنجشنبه ۲۱ شهريورماه
شاهرود – اعدام دو نفر- سه شنبه ۱۹ شهريور
گچساران. اعدما يک نفر – ۱۸ شهريور
ايلام -اعدام در ملا عام- يک نفر – جمعه ۱۵ شهريور
سنندج- اعدام يک نفر در زندان – جمعه ۱۵ شهريور
اصفهان – يکشنبه- ۱۰ شهريور – اعدام در ملا عام
ديزل آباد کرمانشاه – اعدام دو نفر چهارشنبه ۶ شهريور
کاشان- اعدام يک نفر چهارشنبه ۶ شهريور
قم- دوشنبه – ۴ شهريور – اعدام ۵ نفر
اصفهان- دوشنبه – ۴ شهريور – اعدام يک نفر
اردبيل- دوشنبه -۴ شهريور . يک نفر
اهواز- دوشنبه – ۴ شهريور- ۲ نفر
پنج شنبه خونين ٣۱ مرداد ماه ۲۷ نفر در يک روز اعدام شدند.
اراک- پنج شنبه – ٣۱ مرداد ماه – ۵ نفر
کرج – ۱۱ نفر – ٣۱ مرداد ماه
اردبيل- ٣۱ مرداد ماه ٣ نفر
اروميه – ٣۱ مرداد – اعدام ۵ نفر
وکيل آباد مشهد – پنج شنبه. اعدام دو نفر
پنج شنبه – اعدام دو نفر در تبريز و هنديجان
پنج شنبه ٣۱ مرداد ماه تجمع در مقابل مجلس عليه اعدامها
چهارشنبه – ٣۰ مرداد- اعدام يک نفر در جهرم در ملا عام
يکشنبه ۲۷ مرداد کرج. سه نفر اعدام در ملا عام
چهارشنبه- ۲٣ مرداد – شش نفر- زندان کارون
دوشنبه- ۱۴ مرداد- سلماس. يک اعدام
يکشنبه- خرم آباد – يک اعدام ٣۰ تير ماه
شنبه – ۲۲ تير ماه – ۷ نفر – رشت
شنبه -۲۲ تير – ۹ نفر . اردبيل. در فاصله چهار روز در استان اردبيل
سه شنبه – ۱۸ تير ماه. ۱۲ افغانستاني
کرمانشاه – ٣ نفر. دوشنبه ۱۷ تير ماه
دوشنبه- ۱۷ تير . ٣ نفر اردبيل
.........
کميته بين المللي عليه اعدام ٬ از همگان دعوت ميکند که بيش از پيش به اعدامها در ايران اعتراض کنند. اعدام تکيه گاه حکومت اسلامي است و بايد براي نجات جان محکومين به اعدام٬ و شکستن فضاي رعب و وحشت و سرنگون کردن اين بساط ظلم و زور ٬ عليه اعدامها اعتراض کرد.
کميته بين المللي عليه اعدام
۲۹ سپتامبر ۲۰۱٣
Mina Ahadi
0049 (0) 1775692413
minnaahadi@gmail.com
minaahadi-iran.blogspot.co.uk
stopstonningnow.com
notonemoreexecution.org
ex-muslime.de

پدر شهرام احمدی در نامه ای خطاب به روحانی خواهان لغو حکم اعدام شهرام شد

پدر شهرام احمدي در نامه اي خطاب به روحاني خواهان لغو حکم اعدام شهرام شد

shahram-29
اين عکس کودکي شهرام است.
٧۴ سال سن دارم. زندگی خود را با شغل شریف کارگری گذرانده‌ام٬ شرح مصيبت خانواده ام را بخوانيد. نگذاريد پسر ديگرم را اعدام کنند!.
اینجانب متولد منطقهٔ دیواندره و ساکن شهر سنندج می‌باشم و حدود ٧۴ سال سن دارم. زندگی خود را با شغل شریف کارگری گذرانده‌ام و الحمدالله تاکنون محتاج کسی نبوده‌ام. چند پسر و دختر دارم دو نفر از پسرانم که جزو معتمدین کسانی هستند که در نمازهای جماعت مسجد شرکت می‌کردند و هم سن و سال‌های خود را به نماز و کارهای نیک دعوت می‌نمودند و فعالیت مذهبی داشتند.
از طرف ادارهٔ اطلاعات سنندج بازداشت شدند. پسر بزرگم شهرام در اردیبهشت‌ماه سال ١٣٨٨ که اوضاع سنندج از نظر امنیتی خوب نبود هنگام بازگشت از مسجد به خانه بدون هشدار و ایستِ پلیس هدف تیر قرار گرفت و از همین شب بود که مصیبت‌های ما شروع شد. پسرم یک کلیه و قسمت‌هایی از روده‌اش را از دست داد و چند روز در بیمارستان بستری بود و سپس وی را به اطلاعات سنندج منتقل کردند و قریب به یک سال وی تحت شکنجه قرار داده شد و از وی می‌خواستند به کارهای که انجام نداده اعتراف کند.

در همین وقت پسر کوچکترم که اسمش بهرام بود را هم در تاریخ ٢۶/۶/٨٨ دستگیر کردند و او را هم به بازداشتگاه اطلاعات سنندج بردند. زیر بازجویی‌ها و تعذیب گذاشتند نزدیک یک سال همین ‌طور گذشت بدون این‌که با پسرم ملاقات کنم و یا حتی مادرشان آن‌ها را ببیند. بعد از یک مدت پسر بزرگم شهرام را به زندان انتقال داده و نزدیک به چندین ماه بدون ملاقات و هواخوری در سلول‌های بازداشتگاه نصر زنجان به سر برد. نزدیک ١٧ ماه در آنجا بود و او را نگهداری کردند. با شرایط نامناسب وملاقاتی‌هایی که نبودش بهتر از بودنش بود.

و اما پسر کوچکترم بهرام را همزمان با شهرام را که به زنجان انتقال داده شده بود به همدان انتقال دادند و شش ماه در آنجا بدون ملاقات و تلفن نگهداری شد بعد از گذشت این شش ماه به بازداشتگاه ٢٠٩ اوین انتقال داده شد و بعد از ٢٠ ماه بازداشتی و تک سلولی به دادگاه برده شد و در دادگاه بدون آنکه امکان هیچ‌گونه دفاع و حتی حضور وکیل محاکمه شد البته من مثل هر پدری که ناراحت و بی‌قرار فرزندان خود است در این مدت هرچه از دستم برآمد انجام دادم از این اداره به اداره دیگر و از این شهر به شهر دیگر هر جا رفتم به در بسته خوردم در همین حال هرچه داشتم و نداشتم فروختم و حدود ٧٠ میلیون تومان را در سال ٨٨ جور کردم و به وکیلی که ادعا می‌کرد که می‌تواند هر دو پسرم را آزاد کند تقدیم کردم اما وکیل شیاد درآمد و همهٔ ٧٠ میلیون تومان ما را بالا کشید و من تاکنون به هرجایی می‌روم به جوابی نمی‌رسم در مورد این وکیل، وکیل قلابی هیچ‌کاری برای پسرانم انجام نداد بلکه حکم اعدام پسر کوچکم بهرام نیز صادر شد پس از مدتی از صدور حکم، پسرم بهرام به زندان رجایی‌شهر منتقل شد زندان رجایی شهر با وضعیت نامناسب زندگی درون اراذل و اوباش و مجرمین حرفه‌ای در حالی که بهرام در هنگام دستگیری زیر ١٨ سال سن داشت اما شهرام بعد از سپری شدن ٣٣ ماه بازداشت موقت در بد‌ترین شرایط به زندان رجایی‌شهر منتقل شد و حدود ۴٣ ماه بلاتکلیف بود و بعد از ۴٣ ماه او را در دادگاه دادگاهی کردند مصیبت‌های ما هم چند برابر شد برای ملاقات باید چند ماه صبر می‌کردیم و فقط چند دقیقهٔ کم ما پسران خود را می‌دیدم و دل شکسته به سنندج بر می‌گشتیم در این مدت بار‌ها و بار‌ها به دفتر رهبری، قوه قضایه، مجلس و دیگر نهاد‌ها رفتیم ولی باز هم جوابی نشنیدیم در همین اوضاع بد که همه زندگی خود را از دست داده بودیم و پسرم هم حکم اعدام داشت ناگهان پسرم بهرام را به زندان قزلحصار منتقل کردند و حدود یک ماه بعد از انتقال بدون این‌که به ما خبری بدهند و ملاقات قبل از اعدام به ما بدهند خبر اعدام او را از طریق نمایندهٔ مجلس به اطلاع ما رساندند و اعلام کردند که جنازهٔ وی را تحویل نمی‌دهیم و فقط یک نفر از بستگان درجه یک می‌تواند برای مراسم دفن وی آن هم در شهر کرج در قبرستان اعدامی‌ها شرکت کند وقتی به کرج زندان قزلحصار آمدم جنازه پسرم را دست و پا بسته تحویل من دادند و بعد از شستن و کفن کردن جنازه، او را به قبرستان منتقل کردند و جلوی چشم خودم خاکسپاریش کردند درحالی‌که تنها جرم پسر من دعوت مردم به نماز خواندن و کارهای نیک بود که الله تعالی به ما امر فرموده است‌‌ همان دینی که حکومت ایران ادعا می‌کند که پرچم دار آن است و اما پسربزرگم شهرام بعد از اعدام بهرام فقط دلخوشی ما شهرام بود در سختی به ملاقات وی می‌آمدیم در یکی از این ملاقات‌ها بود که سرباز سالن ملاقات خبر اعدام پسرم بهرام را به همسرم داد ما بخاطر سالخوردگی‌اش به او نگفته بودیم که بهرام را اعدام کرده‌اند و همسرم در سالن ملاقات سکته کرد فوراً او را به بیمارستانی در کرج بردیم و مدتی آنجا بستری بود و هنگام بازگشت به سنندج که پسرم که راننده ماشین بود همراه دختر و همسرم زیر یک تریلر رفتند و دختر و همسرم درجا به کما رفتند اما حال همسرم اکنون که چندماه از آن تصادف می‌گذرد و همسرم حافظه خود را تقریبا‌ً از دست داده و یک طرف بدنش فلج شده و یکی از چشمانش نابینا شده و مرتباً اسم شهرام و بهرام را به زبان می‌آورد و آن‌ها را می‌خواند اما دخترم هم بعد از چندین عمل سخت و سنگین و پر هزینه کم کم مقداری از حافظه خود را باز یافته ولی قدرت تکلم ندارد این فقط مقدار کمی از مصیبت‌هایی بود که در این مدت بر سر ما آمده است آیا من با ٧۴ سال سن قدرت تحمل همه این مسائل را دارم پسرم را اعدام کردند یک وکیل شیاد تمام دار و ندارمان را خورد یکی دیگر از فرزندانم در شرف اعدام است زندگی‌ام را از دست داده‌ام همسرم فلج شده و دخترم هم مریض است و حالا بعد از این همه مصیبت من نامه سرگشاده به شما آقای روحانی نوشته تا آنچه در توان دارید برای من انجام دهید شما در انتخابات وعده‌هایی به مردم دادید خصوصاً مردم کُردستان آیا شما به وعده‌های خود پایبند هستید؟ من عبدالله احمدی پدر شهرام و بهرام احمدی تقاضا دارم که برای آزادی پسربزرگم شهرام تمام تلاش خود را انجام دهید چرا که هیچ چیز نزد الله تعالی گم نمی‌شود.

عبدالله احمدی
پدر داغدار شهرام احمدی فعال مذهبی اهل سنت در زندان رجایی‌شهر و بهرام احمدی که بخاطر عقیده‌اش اعدام شد
کميته بين المللي عليه اعدام از همگان ميخواهد کمک کنند شهرام اعدام نشود.

کميته بين المللي عليه اعدام
۲۸ سپتامبر ۲۰۱٣ .

این اخرین پیام من است گارد ضد شورش دم در است و میخواهند ما را ببرند صدای مظلومیت ما را پخش کنید نگذارید ما را بکشند

اين آخرين پيام من است٬ گارد ضد شورش دم در است و ميخواهند ما را ببرند٬ صداي مظلوميت ما را پخش کنيد٬ نگذاريد ما را بکشند!

اين آخرين حرفهاي زنداني محکوم به اعدام٬ چند ثانيه قبل٬ از رجايي شهر با من بود و صداي ريختن تعدادي به داخل بند را شنيدم و سپس تلفن قطع شد !

محمد مرداني رييس زندان رجايي شهر امروزيکشنبه ۲۹ سپتامبر صبح ساعت هشت به وقت ايران به بند زندانيان اهل سنت رفته و به آنها گفته است بنا به دستور قاضي مقيسه بايد همه محکومين به اعدام اهل سنت به سلول انفرادي منتقل شوند. او اسامي بيست نفري را خوانده است که اکنون در بند هستند. قبلا به اطلاع رسانديم که شش نفر ديگر را قبلا به قزل حصار منتقل کرده اند. مرداني رئيس زندان رجايي شهر زندانيان را تهديد کرده و گفته اگر با زبان خوش نرويد ٬ با دست و پاي شکسته شما را خواهيم برد.
من اکنون ساعت ۱۲.۴۵ دقيقه به وقت اروپا با زندانيان محکوم به اعدام حرف زدم و آخرين صحبتهاي آنها را شنيدم. در حاليکه همانجا ميگفتند گارد پشت در است و دارد وارد سالن ميشود. زندانيان ميگفتند ما نخواهيم رفت و اوضاع در داخل سالن بسيار متشنج بود.
در اين تماس يکي از محکومين به اعدام بمن چنين گفت: صبر کن ببينم گارد کجاست٬ و لحظاتي بعد ادامه داد٬ پشت در هستند٬ من مي بينم دارند ميايند٬ و سپس آخرين حرفي که زد اين بود: اگر ارتباطمان با دنياي خارج قطع شد٬ بدانيد که آنها به زور ما را براي اعدام برده اند. صداي مظلوميت ما را به گوش ديگران برسانيد نگذاريد ما را بکشند.
در اين بند ۱۱۷ زنداني اهل سنت هستند که بيست نفر از آنها محکوم به اعدام هستند. گارد ويژه قصد انتقال اين بيست نفر به سلول انفرادي و يا قزل حصار را دارد. ظاهرا ميخواهند همه ۲۶ نفر را باهم اعدام کنند.
در حاليکه هم اکنون خانواده هاي اين محکومين به اعدام با اژه اي در حال مذاکره هستند و خبر رسيده است که خبرنگاران در مقابل محل کار اژه اي تجمع کرده و منتظر نتيجه مذاکره هستند٬ در آنطرف با خشونت و سبعيت قصد بردن اين بيست نفر به سلول انفرادي را دارند. .
کميته بين المللي عليه اعدام از همه ميخواهد به زمينه سازي قتل بيست و شش نفرفعال سياسي و عقيدتي در ايران متحدانه اعتراض کنند. به درخواست اين محکوم به اعدام پاسخ دهيم و عليه اين جنايات اعتراض کنيم.

مينا احدي – کميته بين المللي عليه اعدام
۲۹ سپتامبر ۲۰۱٣
Mina Ahadi
0049 (0) 1775692413
minnaahadi@gmail.com
minaahadi-iran.blogspot.co.uk
stopstonningnow.com
notonemoreexecution.org
ex-muslime.de

غازی عباسی از زندانیان محکوم به اعدام به بازداشتگاه اطلاعات منتقل شد

هرانا؛ غازی عباسی از زندانیان محکوم به اعدام به بازداشت‌گاه اطلاعات منتقل شد

خبرگزاری هرانا - غازی عباسی از شهروندان عرب اهل شهرستان شادگان (فلاحیه) از زندان کارون به بازداشت‌گاه اطلاعات منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، غازی عباسی فرزند احمد، زندانی سیاسی زندان کارون بدلایل نامعلومی به بازداشت‌گاه وزارت اطلاعات منتقل گردید.
این زندانی سیاسی به همراه سه تن دیگر از شهروندان عرب اهل شهرستان شادگان (فلاحیه) در مورخه ۱۴ شهریور ماه ۱۳۹۱ ز سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز به اعدام محکوم شده‌اند.
مقامات قضائی روز شنبه ۲۲ تیر ماه سال جاری تأیید احکام اعدام این چهار تن را از سوی دیوان عالی کشور به محکومین و خانواده‌ها ابلاغ کرده‌ و ایشان در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارند.

شاهرخ زمانی به 6 ماه حبس دیگر محکوم شد

شاهرخ زمانی به ۶ ماه حبس دیگر محکوم شد

خبرگزاری هرانا - در پی محاکمهٔ مجدد شاهرخ زمانی وی به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری دیگر محکوم شد.
به گزارش تارنمای کمیته حمایت از شاهرخ زمانی، روز شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۲ شاهرخ زمانی فعال کارگری، عضو هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمان و عضو شورای نمایندگان کمیتهٔ پیگیری ایجاد تشکل‌های کارگری که به اتهام تشکیل گروه سوسیالیستی و تبلیغ علیه نظام در حال گذراندن ۱۱ سال حبس در تبعیدگاه رجایی شهر است برای محاکمه مجدد به اتهام توهین به رهبری به شعبه ۲ دادگاه انقلاب تبریز برده شد.
این دادگاه که بر مبنای گزارش ۲ تن از زندانیان عادی تشکیل شده بود، در ‌‌نهایت با استناد به سخنان آن‌ها نیز رای خود را صادر کرده است.
این منبع می‌افزاید، این دو تن که بنا به گفتهٔ زندانیان در تبریز از بدنام‌ترین زندانیان هستند، مدعی شده‌اند که شاهرخ زمانی در صحبت‌هایش به علی خامنه‌ای توهین کرده است.
در ‌‌نهایت شعبهٔ دوم دادگاه انقلاب تبریز شاهرخ زمانی را به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری محکوم کرده و این رای روز ۴ مهر ماه در زندان رجایی‌شهر کرج به وی ابلاغ شد.
این در حالی است که ماموران وزارت اطلاعات طی چند روز گذشته با حضور در زندان رجایی‌شهر کرج اقدام به تهدید شاهرخ زمانی، صالح کهندل، سعید ماسوری، خالد حردانی و فرزاد مددزاده کرده‌اند، که در صورت‌‌ رها نکردن فعالیت‌های سیاسی خود با حکم اعدام روبه‌رو خواهند شد.

دادنامه همسر مولوی نقشبندی به مجامع حقوقی و سازمان ملل

هرانا؛ دادنامه همسر مولوی نقشبندی به مجامع حقوقی و سازمان ملل

خبرگزاری هرانا - فتحی‌محمد نقشبندی، امام جمعه راسک به همراه ۱۰ تن دیگر در ۲۲ فروردین ماه ۹۱ به اتهام قتل مولوی جنگی زهی بازداشت شد.
وی در تمام طول بازداشت و مراحل دادگاه منکر هرگونه اطلاعی از قتل شده بود. فتحی‌محمد نقشبندی هم اکنون در بند قرنطینه زندان مرکزی زاهدان نگهداری می‌شود و گزارش‌های زیادی از آزار و اذیت و شکنجه او و همراهانش در مدت بازداشت منتشر شده است.
همسر مولوی نقشبندی از وضعیت زندانیان اهل سنت بلوچ به شدت ابراز نگرانی کرده و با نوشتن دادنامه‌ای برای مجامع حقوقی و سازمان ملل و احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل خواستار یاری آن‌ها برای آزادی همسر و فرزندش شده است.
در زیر متن کامل این نامه که یک نسخه از آن در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته را می‌خوانید:
به نام خدای بزرگ دادرس.
بنده سهیلا سرزاده همسر مولوی فتحی محمد نقشبندی این دادنامه را در حالی می‌نویسم که دو فرزند کوچکم حسین و حمیرا سراغ پدرشان را می‌گیرند و من جوابی ندارم جز اینکه دلداریشان بدهم. کشوری که ما در آن زندگی می‌کنیم از عدل وانصاف سخن می‌گویند. رئیس جمهوری که ما به آن رای دادیم از تدبیر و امید سخن می‌گوید اما هنوز نور امیدی برای زندانیان ما دیده نمی‌شود. وهنوز فضا امنیتی و برخورد‌ها تبعیض آمیز است. همسرم مولوی فتحی محمد نقشبندی و فرزندم حافظ عبدالغفار نقشبندی و دامادمان فقیر محمد رئیسی یک سال و نیم است در بازداشتگاه و بلاتکلیفی به سر می‌برند و تنها جرمی که دارند سخنرانی‌هایی منصفانه است. تنها بخاطر عقیده‌شان به آن‌ها تهمت می‌زنند و زندانشان کرده‌اند. بعد از مدت‌ها وقتی ملاقاتشان کردیم به ما گفتند: که خیلی شکنجه شده‌اند و آثار شکنجه را به ما نشان دادند و گفتند: مجبورشان کردند تا از نکرده‌ها بگویند. اما همیشه صبر و بردباری را پیشه ساخته‌اند.
من چون همسرم دانش زیادی ندارم اما همیشه از وی شنیده‌ام که در دفاع از زندانیان می‌گفته است: شکنجه کردن جرم است گناه است. و یک عمل غیر اخلاقی و غیر اسلامی است اما الان خود همسر، فرزند و دامادم را شکنجه می‌دهند ولی من کاری جز دعا و نوشتن این دادنامه از دستم بر نمی‌آید. همسرم یک روحانی معتدل و یک دانشمند است او امام جمعه و جماعت و رهبر مذهبی مردم این منطقه است سالهای سال است که به موعظه مردم منطقه می‌پردازد و آن‌ها را به اخلاق مداری، به دین داری، به اعتدال و به آرامش دعوت می‌کند حالا ماموران تازه از دوران رسیده ایی پیدا شده‌اند که می‌گویند: اینگونه نیست او قاتل است، محارب است. تهمت می‌زنند که مولوی جنگی زهی را کشته است. آخر چرا همه آزاد مردان باید تهمت زده شوند؟ باید زندانی شوند؟ حتی خانواده مولوی جنگی زهی هم نامه نوشته‌اند و گفته‌اند قاتلین مولوی جنگی زهی این علمای بزرگوار نیست و این‌ها بی‌گناه هستند. اما ماموران گوش نمی‌دهد و به حرفشان بیشتر اصرار می‌کند. تازه از وکیل همسرم شنیدم که می‌گوید: اتهامشان را محاربه نوشته‌اند. آخر به کدامین اسلحه؟ به کدامین اقدام اغتشاش گرانه محارب شده‌اند؟ فقط به خاطر اینکه حرف حق گفته‌اند و از دین و مذهبش دفاع کرده است باید مستحق هر تهمتی باشند؟!
وکیل می‌گوید: من به موکلینم دست رسی نداشته‌ام و با آن‌ها ملاقات نکرده‌ام. فقط نیم ساعت قبل از دادگاه آن‌ها را دیدم و نتوانسته‌ام در مورد جزئیات پرونده صحبت چندانی داشته باشم. در حالی که پرونده را ماموران اداره اطلاعات نوشته‌اند. در‌‌ همان جلسه دادگاه همه متهمین هم گفتند: شکنجه شدند و بی‌گناه هستند.
من از فشار مالی و وضعیت اقتصادی خانواده حرفی نمی‌زنم من می‌خواهم از پریشانی و دلهره و نگرانیمان صحبت کنم از بیماری‌های همسرم و فرزندم در زندان. از حرف‌های دادستان زاهدان که رفته است در زندان و زندانیان ما را تهدید کرده است که شما را اعدام می‌کنیم نگران هستم.
من از کلیه آزاد اندیشان از کلیه معتمدین و علما از کلیه نهاد‌های حقوقی از احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل، از‌ بان کی مون دبیر کل سازمان ملل می‌خواهم به داد ما مظلومین بلوچستان برسید. نگذارید به اتهام‌های واهی چون محاربه و اقدام علیه امنیت ملی زندانیان ما را تهدید به اعدام کنند. نگذارید اینقدر ما را تحت فشار قرار دهند.
سهیلا سرزاده ۶-مهرماه-۱۳۹۲